رباعیات ایرج زبردست
Kanalga Telegram’da o‘tish
در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
363
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
شب ، دخمه مرگ
دخمه بی نوری ست
شب ، چشم غلیظ حادثه
شب ، کوری ست
شب ، خواب
جهان ، خواب
زمان ، خواب
تو ، خواب
شب ، گورکنی بُریده سر
شب ، گوری ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شب ، چشم گشود : بند از بند گسست
شب ، سنگ پراند : شیشه ماه شکست
شب ، خون همه ثانیه ها را نوشید
شب ، جمجمه روز گرفته ست به دست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شب ماند به روی شاخه و روز پرید
جز خستگی شهر کسی هیچ ندید
یک خانه چراغ داشت ، یک خانه نداشت
یک خانه سیاه بود ، یک خانه سپید
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
این جاست که انتها از آغاز شب است
با بُهتِ دقیقه ها هم آواز شب است
این واقعه را چگونه تعبیر کنم
خورشید در آسمان ولی باز شب است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
جایی که حماسه ریشه در غم دارد
هر سال دوازده مُحرّم دارد
امروز چگونه دم ز مولا بزنم
این شهر هزار ابن ملجم دارد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
( ٢٢٠ )
در بازی عشق ، زندگی باخت مرا
جز درد ، کسی دریغ نشناخت مرا
هر در که زدم سنگ جوابم دادند
این شهر به یاد کوفه انداخت مرا
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
لب تشنه تیغ کیست ؟ : زخم من و توست
فریاد زمانه چیست ؟ : زخم من و توست
از اون من و تو کاخ ها ساخته اند
این شهر که شهر نیست ، زخم من و توست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
رودیم ولی هم نفس مردابیم
سیلی خور این زمانه کج تابیم
تاریخ به زیر آب فریاد کشید
کوروش تو بپاخیز که ما در خوابیم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
تا نام تو را عشق به لب بُرد وطن
هر واژه چه تازیانه ها خورد وطن
از باد ، قلم فروش بسیار نوشت
تاریخ تو در باد ورق خورد وطن
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
گر دل تبِ شعله هایِ سرکش گیرد
از هُرمِ تنِ تو ، مرگ آتش گیرد
دل سوخته ای باش که با نام وطن
آه نو کمان ز دست آرش گیرد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
می گفت خِرد بال و پر انسان است
خوشبخت کسی که با خردمندان است
افروخت چراغِ عبرت و حکمت را
" شهنامه " شناسنامه ایران است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
رویید هزار آرش از خاک تنم
گل کرد حماسه ای دگر از سخنم
با تیر به آسمان بدوزم خورشید
باشد که دگر شبی نبیند وطنم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
می ترسم از این باور بیدار شده
از این همه آیه های تکرار شده
می ترسم از این محکمه بی قاضی
می ترسم از این خدای انکار شده
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
تا در گِل تقدیر دمید آن دم را
بی واژه نوشت قصه عالم را
ایران وطنم ، روز ازل بی تردید
از خاکِ تو می ساخت خدا آدم را
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر بار دریغ و اشتباهِ دگری
گشتیم و نیافتیم راهِ دگری
از چاه به جایِ آن که بیرون آییم
کندیم درونِ چاه ، چاهِ دگری
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
با ثانیه ها مرگ هم آغوش شده است
هر شب صفتی آینه بر دوش شده است
هر جا که نگاه می کنی حرف شب است
انگار که خورشید فراموش شده است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من در شب تیره غیرت فانوسم
با لهجه تب دار جنون مانوسم
چون تیغ که در دامن خون می رقصد
یک روز لبِ حادثه را می بوسم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من آن کلمه
در کلمه ، آن خفته ست
آن ، در کلمه به شکلِ عصیان خفته ست
در آن کلمه کاتب اوقات ازل
در آن کلمه هزار قرآن خفته ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
( ٢٠٧ )
این شهر زنی ست
خانه در خانه شراب
در بستر اتفاق
رفته ست به خواب
آبستن سایه هاست
این شهر خُمار
این شهر هزار حرف
این شهر خراب
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
فریاد کشید : عقلِ من شکلِ خداست
در پوستِ من هزار حلاج رهاست
فهمید که جایی ست
پُر از دور ... پُر از ...
فهمید که جایی ست ، نفهمید کجاست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
