daydream
Kanalga Telegram’da o‘tish
IF YOU LIKE PRETTY PICTURES, RANDOM IDEAS, LATE-NIGHT THOUGHTS, COZY VIBES, GOOD MUSIC, CUTE DETAILS, AND SAVING THINGS YOU'LL PROBABLY NEVER USE — YOU'RE IN THE RIGHT PLACE.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
269
Obunachilar
-524 soatlar
-147 kun
-12330 kun
Postlar arxiv
268
چنلای 1k+ برای شرکت تو تب با جذب 1k به بالا و بدون هزینه ای فقط لینک چنلاتونو بفرستین توضیح داده میشه💘
@ammeerh
Hidden chat
268
بچها گپ حمایتی و زدم رایگانه بیاین الان عضوارو زیاد میکنم قشنگ ممبر بگیرین
https://t.me/+Zz9Ipkc03WpmZmM0
268
درسته دلقک بازی در میارم
ولی مغزم پر از مشکلات
و داستان هاییه که
با هیچکس نمی توانم در میون بزارم
268
بچها گپ حمایتی بزنم؟
مثلا لینک کانالتونو بزارین
تبلیغ کنین ویو بگیرین و...
268
Repost from کُنجِ دِلِ مَن
چرا «خالق»؟
من باور دارم هر کدومِ ما یه جورایی «خالق» هستیم. هر بار که یه حسِ گنگ رو، یه غمِ سنگین رو یا یه شادیِ کوچیک رو از توی دلم میکشم بیرون و به کلمه تبدیلش میکنم، انگار دارم از «هیچ»، یه چیزی میسازم که قبلاً نبوده. اون لحظهای که دستم میره روی کاغذ یا کیبورد، اون ایده فقط یه غبارِ خاکستری توی ذهنم بود، اما وقتی تموم میشه، تبدیل به یه قطعه از وجودِ من شده که حالا نفس میکشه.
برای من، «خالق» امضایِ همین حسهاییه که کالبد پیدا کردن. اینجا توی این چنل، من دنیایِ کوچیکِ کلمههای خودمو میسازم؛ جایی که فقط قلبم حکمرانی میکنه و هر نوشته، یه تیکه از زندگیِ منه که میخوام با شما قسمتش کنم.
من خالقِ کلمههای خودمم… همین.»💗🫂
268
Repost from کُنجِ دِلِ مَن
خیلی داره بهم سخت میگذره.من مقاومت زیادی کردم تا دیگه این حرفا رو جایی نزنم اما خیلی وقته که حالم خوب نیست و هرچقدر برای خوب شدنش تلاش میکنم با سر زمین میخورم.من میترسم از غمگین بودن از خود واقعیم بودن از اینکه راجب غمم حرف بزنم و حال دیگران رو بدتر کنم.ولی به من خیلی سخت گذشته.خیلی بد گذشته.میدونم که تنها نیستم میدونم خیلیا هستن که روزا و شباشون داره اینطوری میگذره.میدونم اما خیلی خسته شدم.هیچکس نفهمید این هفته های اخیر چی بهم گذشت و هیچوقت هم نمیفهمه چون نشون نمیدم چون چیزی نمیگم.دلم نمیخواد همین چند تا دونه آدمی هم که برام موندن با حال دائم بدم از دست بدم.خیلی دوستشون دارم.اما اطرافمو که نگاه میکنم انگار فقط برای من نمیشه انگار فقط منم که حالم بده و انگار فقط منم که مدام میخوام و حسرت میشه و زمین میخورم.احساس میکنم همه توی یه دنیای دیگن و من جدا از همه ته چاله افتادم.دلم خسته شده از همه حرفایی که نمیتونم بزنم از ناراحتی ای که نباید راجبش صحبت کرد.راستشو بخواید من حتی خودم هم دلم نمیخواد راجبشون حرف بزنم چون حس میکنم چقدر خسته کننده میشم.کارم شده منتظر شبا موندن تا همه بخوابن و همه جا تاریک بشه من یه دل سیر گریه کنم تا روز کثافتم رو خالی کنم و با اشکا بفرستم بیرون.چرا من اینطوری ام آخه...چرا هرچقدر گریه میکنم و تلاش میکنم بازم کافی نیست،باید آدم چیکار بکنه که انقدر بدبیاری نیاره؟
خالق
