Ōne And Onlఌ
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝑾𝒂𝒔 𝒊𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒉𝒐 𝑰'𝒗𝒆 𝒃𝒆𝒆𝒏 𝒔𝒆𝒂𝒓𝒄𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒐𝒓 𝑺𝒑𝒆𝒏𝒕 𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒘𝒂𝒊𝒕𝒆𝒅 𝒇𝒐𝒓? ຯ @MoonSpeakerbot ⋆
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
638
Obunachilar
-224 soatlar
-137 kun
-5430 kun
Postlar arxiv
638
اون یکبار نجات داده شد و همون یکبار کافی بود تا تبدیل به نجات دهنده ی همیشگی ناجیش بشه.
638
نزومی هیچوقت نجات داده نشده بود، هیچوقت به آدما اعتماد نداشت و هیچوقت به کسی تکیه نمیکرد.
چی قشنگ تر از اینکه شیون اومد و تمام «هیچوقت» هاش رو زیر سوال برد؟
638
“You saved me once. Once. When no one else was willing to help me. So even if you get into trouble a thousand times, I’ll come and save you.”
638
«من پنجره رو باز گذاشتم و تونستم با تو ملاقات کنم. مهم نیست چندبار دیگه به عقب برگردم، من باز هم این کارو تکرار میکنم.
من بازم پنجره رو باز میذارم و منتظرت میمونم.»
638
شیون میدونست بهای مراقبت از نزومی از دست دادن هویتشه، به خطر انداختن موقعیت و آیندشه. میدونست هیچ وظیفه ای در قبال کسی که برای اولین بار میبینتش نداره.
میدونست... اما توی تصمیمش تاثیری گذاشت؟
638
مسحسحسحسحسح آخجون.
توروخدا اگه غمگینه بهم بگو من طاقت ندارم به اندازه کافی زیر فشار لینک کلیک هستم.
638
پس ریسکی که چویا پذیرفت فقط «مرگ خودش» نبود؛
او سرنوشت خودش و بخشی از یوکوهاما رو به این احتمال سپرد که دازای هنوز زندهست و میتونه متوقفش کنه.
638
یعنی چویا با این آگاهی وارد اون وضعیت شد که اگر دازای واقعاً مرده باشه، ممکنه نهتنها خودش، بلکه بخش قابلتوجهی از یوکوهاما هم در مسیر نابودی قرار بگیره.
638
در این صورت واقعاً چه تضمینی وجود داشت که اگر دازای نمیتونست قدرت چویا رو خنثی کنه، انرژی چویا دقیقاً بعد از نابود کردن اژدها تموم بشه؟ :)
