𝒁
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
593
Obunachilar
+1924 soatlar
+87 kun
-12530 kun
Postlar arxiv
593
بعضی وقتا یه اتفاقایی پیش میاد که خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی به آدم ضربه میزنه. یه مدت سخت میگذره، خیلی سختتر از چیزی که بقیه از بیرون میبینن؛ آدم خیلی چیزا رو توی خودش نگه میداره و شاید حتی کسی هم نباشه که بتونه اون روزای سخت رو براش آسونتر کنه. چیزی که بیشتر از همه آدمو دلگیر میکنه، اینه که با تمام خوبیای که از خودش نشون داده، آخرش با یه حس سنگین و کلی سؤال بیجواب تنها بمونه. شاید بعضیها ندونن رفتارشون چه تأثیری روی یه آدم گذاشته، ولی بعضی ضربهها واقعاً ساده از ذهن آدم پاک نمیشن. شاید همین روزای سخت باعث بشن آدم بعضی آدما رو بهتر بشناسه و بفهمه چه کسایی واقعاً ارزش موندن توی زندگیش رو دارن. بعضی تجربهها دردناکن، ولی حداقل باعث میشن آدم دیگه هر کسی رو به اندازهی قبل ساده باور نکنه.
593
کاپ حروم زادگی به اونی میرسه که تا سر حد مرگ بهش محبت کردی تهش بهت گفت میخواستی نکنی مگه من مجبورت کردم خیلی حروم زاده ایی
593
چرا باید به یکی التماس کنی درست رفتار کنه وقتی بقیه دارن بهت التماس میکنن که فقط یه فرصت بهشون بدی؟
