寒
Kanalga Telegram’da o‘tish
ㅤS𝗢Lł𝗧U𝗗E ︎ ︎︎ ︎ ︎ ︎ ︎︎ Inxj 16 兔子 Boxing
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
4 002
Obunachilar
+50024 soatlar
+5847 kun
+3 11730 kun
Postlar arxiv
ولی اگه بگردم به اون تایم بیشتر قدره هر لحظه شو میدونستم.
اولین باری که تا بالای کوه رفتیم انگار اینو میرسوند بهم که دیگه قرار نیست برگردی اونجا
و بعدش با ساناز برنامه میخرتیم بریم توی قبرستون ساعت 2 صبح
یا میرفتم محل توی اتاق طبقه ی دوم دراز میکشیدم و به اون پیام میدادم
دلم میخواد برگردم به اون تایمی که صبح از خواب توی اتاق خودم بیدار میشدم و معمولا بابام لقمه رو اماده میکرد برام و بعدش توی مدرسه اون چندتا دوستی که حتی الان نمیدونم کجا هستن رو میدیدم و بعدش هم توی گوشی با اون چند نفر حرف میزدم
اینکه یهو این همه چیزو از دست دادم و همه چی تغییر کرده برام اذیت کنندس
از نظر روحی لازم دارم برگردم کلاس نهم، فقط اون سه ماه.
