𝙍𝙤𝙝𝙖𝙢𝙞𝙧.𝙚𝙪𝙥𝙝𝙤𝙣𝙞𝙤𝙪𝙨
Kanalga Telegram’da o‘tish
زندگی من فقط تا آنجا که مربوط به زندگی اوست ؛ جالب است … اگر او نبود ، من هیچ بودم ! 🎫MB23935 ناشناس : @Euphoniousunknown_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
315
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
الآن دقیقا همونجای گلای باغچه گیر کردیم :
تو از حالم و این دردای من چیزی نمیدونی :))
دارم فکر میکنم کاش درست حسابی خداحافظی میکردن و کلا خوانندگی و فعالیتو میبوسیدن میزاشتن کنار :)
ما چه گناهی کردیم که هر روز باید انقدر باورامون خراب بشه و عذاب بکشیم :)؟!
کاش همون تصویرایی که ازشون داشتیم میموند تو ذهنمون همیشه …
من نمیخوام باور کنم اینا عزیزای منن که تبر گرفتن دستشون ریشه ما رو قطع کنن :)
تهِ چشمات امروز ؛
دنبال یه خورده احساس بودم :)
کمترین حقِ منه ؛
من که باهات این همه روراست بودم …
تو همون آدمی هستی که یه خونواده دارمو برامون خلق کرد :)؟!
آخه تو یه ذره هم شبیهِ کسی که پارهی تنم بود نیستی …
ما الآن امنیتی که از رهام میگرفتیمو کجا پیدا کنیم دوباره؟
کجا دنبال برق چشمای امیرِ ماکان بگردیم؟
میترسم تا ابد تو همه آدما دنبال شما بگردم آخه :))
از این فکر دارم دیوونه میشم …
حس میکنم هیچوقت نفهمیدید چقدر تو زندگیامون عمیق بودید :) حس میکنم ناتوانترین بودم برای نشون دادن اینکه جز شما کسیو ندارم …
من نمیتونم این غریبههایی که هستید رو باور کنم :) چیکار کردید با خودتون عزیزای من؟!
شما پناه بودید … چرا زخم زدید :)؟!
واقعا این آدما شمایید :)؟!
امیر و رهامی که میشناختیم؟!
بخدا که نیستید …
چقدر میترسم براتون با این همه دلی که شکوندید و باوری که خراب کردید عزیزای من :)
چطوری میتونم رهاتون کنم؟ چطوری میتونم نگرانتون نباشم؟
Repost from ❥•ʀᴏʜᴀᴍɪʀᴄᴏᴜᴘʟᴇ•
رهام شعر و ادبيات و عاشق ما كو؟
من از اين آدم جديده كه نميشناسمش ميترسم
حتي از خودمم كه ديگه باورام دارن نابود ميشن ميترسم
ولی بخدا من خیلییی میسوزمممم.
آخه پرهام هادیان و آرین بهاری؟
بابا شما قرار بود پیشرفت کنی-
واقعا این مردم با وجود این همه خوبیتون تو این سالها و شخصیتتون باز هم همیشه دهنشون باز بود و هیت میدادن بهتون
خدا به دادتون برسه که الآن انقدر شخصیت خودتونو بردید زیر سوأل و گند کشیدین به همه چی🙏🏻
پرهام هادیان که تکلیفش برای همه مشخصه.
آدم از این دلخور میشه که رهام هادیان اجازه میده اینطوری با ما صحبت شه :)
ما ز یاران چشم یاری داشتیم ،
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم :)
