𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
Kanalga Telegram’da o‘tish
458
Obunachilar
+824 soatlar
+117 kun
+830 kun
Postlar arxiv
Repost from KAİZEN
من همیشه سوگواریهامو وسط خود اتفاق میکنم. همون وقتی که همهچی داره از هم میپاشه و سعی میکنم اوضاع رو درست کنم؛ با تمام فکرایی که از سرم میگذرن و تمام احساساتی که یکجا بهم هجوم میارن. واسه همین وقتی درست نمیشه، دیگه چیزی برای غصه خوردن باقی نمیمونه. من تموم اون درد رو قبل از تموم شدنش کشیدم. برای همین شاید بعدش بیتفاوت به نظر برسم.
Repost from خانهای رویِ آب؛
💌این پیام رو اگر چنلتون بات ناشناس داره فور کنید؛ برای چندتا چنل رندوم نامه بنویسم.
☆نامهها رو میفرستم ناشناستون.
Repost from N/a
https://t.me/OldLeatherBag
قاتلی با روحی پاییزی؛ همیشه با فنجونی قهوه و نگاهی آرام، انگار از دل یه کیدرامای غمگین بیرون اومده. قربانیهاش رو تصادفی انتخاب نمیکنه؛ هرکدوم بخشی از یه داستان ناتمامن. قاتلی که جنایتهاش شبیه شعرن و هیچکس تا آخرین صفحه نمیفهمه پایان داستان از کجا شروع شده. ☕🩸🖤
