424
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-197 kun
+7030 kun
Postlar arxiv
424
یه زمانی فکر میکردم اگر کسی رو از ته دل دوست داشته باشی، اونم یه روزی همونقدر دوستت خواهد داشت. فکر میکردم دلتنگی دوطرفهست، انتظار دوطرفهست، و عشق همیشه راهش رو به سمت کسی که دوستش داری پیدا میکنه. اما زندگی آروم آروم بهم فهموند... بعضی آدمها فقط تا وقتی میمونن که حالشون با حضورت خوب باشه. وقتی دیگه بهت احتیاج نداشته باشن، انگار هیچوقت نبودی. ساعتها منتظر یه پیام میمونی، به امید یه «حالت چطوره؟» اما سکوت، تنها جوابی میشه که نصیبت میکنه. بدترین درد هم این نیست که کسی دوستت نداشته باشه... بدترین درد اینه که یه روز همهی دنیاش بودی، و یه روز دیگه، حتی به یادش هم نمیای. دلتنگی عجیبه... نه میذاره فراموش کنی، نه راهی برای برگشت باقی میذاره. فقط هر شب، با خاطراتی که هنوز بوی اون آدم رو میدن، خوابت میبره. آخرش میفهمی عشق همیشه به موندن نیست. گاهی تمام سهمت از دوست داشتن، چند تا خاطره، چند قطره اشک، و یه حسرت همیشگیه... حسرتِ کسی که شاید هنوز دوستش داری، اما دیگه هیچ راهی برای رسیدن بهش وجود نداره. و تلخترین قسمت ماجرا اینه... بعضی آدمها، درست همون لحظهای ارزش حضورت رو میفهمن که تو، با هزار تکهی شکستهی دلت، برای همیشه از زندگیشون رفتهای.
