مرثیه فرمانده.
Kanalga Telegram’da o‘tish
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
+12430 kun
Postlar arxiv
من تنها خط قرمز زندگیم درحال حاضر مادرمه.
فرقی نمیکنه بزرگ فامیل باشی یا هرکس دیگهای، اگر ذرهای از خط قرمزم رد شی؛ خودم از روت رد میشم.
Repost from N/a
برای مرثیه فرمانده.
با همان چشمانی که بیتردید فرمانِ مرگ را امضا میکرد،جهان را به سکوت وا میداشت؛ اما همان نگاه،برابرِ معشوقش،از هر فرمانی فرو میماند و بیهیچ دفاعی شکست را میپذیرفت. -نگاشته شده به قلمِ ژنرال کیم لونا،بیستمِ جونِ 1678.
Repost from مرثیه فرمانده.
و چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد ماهها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛ اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
Repost from مرثیه فرمانده.
در آن اتاقکوچک ِدم پلهها، مدام سیگار میکشید و در دود غرق می شد. شاید هم در خاطرههای سالهای از دست رفته، کسی چه می دانست؟
Repost from مرثیه فرمانده.
من سقف ِدرد کشیدنم پر شده سرباز؛
تو دیگه یه زخمجدید نباش روی این تن ِزخمی.
