مرثیه فرمانده.
Kanalga Telegram’da o‘tish
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
+12430 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
میدونی سختترین قسمت جنگ چی بود؟ نه گلولهها. نه زخمها. نه شبهایی که نمیدونستم صبحشون رو قراره ببینم یا نه. سختترین قسمت، این بود که هر بار فکر کردم شاید دیگه برنگردم، اولین چیزی که به ذهنم رسید تو بودی. و من از این فکر میترسیدم.
نبودنت. فرمانده.
Repost from N/a
انگار هر بار خواستم اسمت رو صدا بزنم، چیزی درونم شکست و صدام رو بلعید.
نبودنت. فرمانده.
Repost from N/a
چیزی از من تو اون جنگ جا موند؛ جایی بین دود و خاک و فریاد. چیزی که هرچی دنبالش گشتم، پیداش نکردم. برگشتم، اما انگار تنها چیزی که تونستم با خودم بیارم، این تن خسته و زخمی بود.
نبودنت. فرمانده.
Repost from 𝐈𝐒̸𝐎𝐅𝐑𝐀𝐌𝐒̸𝐓
https://t.me/Doomedthv8. 🖤 The Picture of Dorian Gray تو تضاد عجیبی داری، چیزی که بقیه ازت میبینن با چیزی که درونت جریان داره همیشه یکی نیست. شاید خیلیها جذب ظاهر آرامت بشن، بدون اینکه بدونن پشتش چه داستانی پنهانه.
Repost from N/a
❧ شبیه یه پالتوی نظامیِ سنگین که بعد از سالها از شونههات برداشتی؛ سکوتِ یه دفترِ کارِ قدیمی با صندلیهای چرمی، وقتی دیگه نه جنگی مونده برای بردن و نه دستوری برای دادن. یه جور آرامشِ با ابهت بعد از یه طوفانِ طولانی.
༒ For : @Doomedthv
