uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
+12430 kun
Postlar arxiv
Repost from CROWNIX
❖ Tap to read
این تویـی که شـب‌ها، بار تمام آنچـه گذشـته را بر دوش میکِشی.

همه‌ی اینا قدرت غم‌‍ه. مچکرم بابت نظرت عزیزم

Repost from CROWNIX
-می‌دونی شکست چه شکلیه؟ -شکست اون لحظه‌ای نیست که زمین می‌خوری... اون لحظه‌ایه که بلند می‌شی و می‌بینی دیگه دلیلی برای ایستادن نداری، ولی بازم می‌ایستی. فقط چون افتادن، به شأن اسمت نمیاد.
-تو فکر می‌کنی چیزی روی دوش منه. -نه سرباز... بار رو می‌شه زمین گذاشت. مشکل من اینه که اون چیزی که حمل می‌کنم، خودمه.
خیلی اینارو درک کردم، چون خیلی خوب تونستی حسی که باید رو تو کلمات جا بدی، خسته نباشی آمیگو

بنده همان گندابِ سهوِ حیاتِ آدمیزادی‌ام که به خیالِ خود، مرا ایزدی که خالقِ او هستم، میدانست. چه بسا من همان خنجرِ خون آلودی‌
+1
بنده همان گندابِ سهوِ حیاتِ آدمیزادی‌ام که به خیالِ خود، مرا ایزدی که خالقِ او هستم، میدانست. چه بسا من همان خنجرِ خون آلودی‌ام که بر دل و فوادش فرود آمده و هالک و زهری همچون شابیزکِ مرگبار، در دلِ درخت زارِ خضرایی‌ هستم که هلاهل‌‌اش در رگه‌هایش جا خوش کرده. اگرچه گزندِ من عاقبتِ سودن و لمس کردنِ من است اما واژگانی که لب هایم را ترک می‌کنند، جان ستانِ هر نفسی است. بگذار آن‌چه هویدا است را بیان کنم، بنده آن قتالِ سفاکی‌ هستم که در گذرِ این حیاتِ دیرباز، میلِ فرجامیدن و فقدان را روزانه منکوب می‌کند. در سایه‌ی اناسِ جفاکار، دوزخی برایم خلق شد که ناگزیر مرا به خا‌کستری از سوز و رنج دگرسان کرد.
به گفته‌ی بزرگان، ققنوسی جاودانه از خاکسترِ بارد متولد می‌شود، چه شد که من از رمادِ خویش به اهریمنی ویرانگر مبدل شدم؟

هوم، دقیقا. مچکرم بابت کوبیده شدن قلمم فیویی از خودته [نهایت تلاش من برای جواب دادن به ری‌اکتا]

-آدم وقتی دیگه چیزی برای از دست دادن نداره، شروع می‌کنه به شمردن چیزایی که قبلاً از دست داده.
نه سرباز... بار رو می‌شه زمین گذاشت. مشکل من اینه که اون چیزی که حمل می‌کنم، خودمه.
این دو تیکه به شدت فیوم بود سکوت شاید انتهای درده الان میتونم حرفت راجب قلمتو محکم بکوبونم تو صورتت بگم چی میگی مرد حسابی قلمت خیلی فیوه من کم پیش میاد با متنا و نوشته ها ارتباط برقرار کنم ولی قلمت فیوه عزیز، خسته نباشی

خوشحالم که دوسش داشتی موچی ِاسپایدر

Repost from Mσƈԋι Ⴆσყ
بار رو می‌شه زمین گذاشت. مشکل من اینه که اون چیزی که حمل می‌کنم، خودمه.
مود بردش که خیلی بی نظیره و دیالوگ ها..... واقعا شاهکارن مخصوصا اون یه تیکه که خیلی‌ چیز ها رو توصیف می‌کنه:)

sticker.webp0.00 KB

بریک برای پرموت خوشگلایی که نظر دادن

آخرین قطرات نظرات‌تون رو هم تقدیم مرثیه کنید که یکم دیگه می‌خوام بیام فور بزنم

sticker.webp0.00 KB

+ هـی جـونگ کـوک داری چـیکار میکـنی؟ میـدونی که هنـوز تـو پـادگـانیـم! - پـس بـاید نـاله هـاتـو کنـترل کنـی بیـب. ㅤㅤ ➨ 𝖪𝗈𝗈
+ هـی جـونگ کـوک داری چـیکار میکـنی؟ میـدونی که هنـوز تـو پـادگـانیـم! - پـس بـاید نـاله هـاتـو کنـترل کنـی بیـب.
ㅤㅤ ➨ 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 𝖵𝖾𝗋 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ➨ 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇 𝖵𝖾𝗋

آخرین قطرات نظرات‌تون رو هم تقدیم مرثیه کنید که یکم دیگه می‌خوام بیام فور بزنم

Repost from Mσƈԋι Ⴆσყ
4_5858257472447317607.mp34.31 MB

عصر نظرات‌تون رو فور می‌کنم