مرثیه فرمانده.
Kanalga Telegram’da o‘tish
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
+12430 kun
Postlar arxiv
https://t.me/Doomedthv/6277
قسمت دردناکش اینجاست من به زندگی بعدی اعتقاد نداشتم،ولی الان با یه چمدون خالی هرروز منتظر ایستگاهیم که سوارش شم...میدونی فرمانده امید کشندست
https://t.me/Doomedthv/6287
من هیچ دیگه هیچ جایی گوشیم رو همراه خودم نمیبرم و توی خونه زندانیش کردم
فکر اینکه تو خیلی از جمع ها به اون پناه بردم و باهاش سرگرم صحبت شدم ....
اوه بله، من یهسری بچهی دیگه هم تو یه اپلیکیشن دیگه دارم؛ حدس زدم از اونها باشید.
خیر فرمانده شما مارو خاکستر صدا کردین
و وقتی بهتون گفتم براساس روانشناسی میخونم گفتین که خوشحالم توی عمارتمون دارمتون
به همین دلیل گفتم.
https://t.me/Doomedthv/6278
سخته
اینکه تلاش کنی به دیگران نزدیک بمونی وقتی ممکنه با هر حرف یا حرکتی یاد اونی بیوفتی که قرار بود باشه ولی دیگه نیست، همین باعث میشه حتی اون لحظه ای هم که توی جمع قرار فرار رو بر قرار ترجیح بدی
درکت میکنم فرمانده عزیز و غم دیدهام.
آدمها همیشه سپرت نمیشن گاهی سنگی در اسمون میشن و به روی سرت فرود میان.
به عنوان یک درمانگر و خاکستر عمارتت بهت همه حق هارو میدم.
چون با خوندن نوشته هات و همین لحظه کوتاخ صحبت کردن باهات
متوجه احساساتت شدم.
و بله، بعضی وقتها که به جای خالیش فکر میکنم و اشکهام سر ریز نمیشن گاهی نگران میشم که نکنه برسم ته خط. ولی خب، الان بعد از یه مدت نسبتا کوتاهی دوباره و دوباره انجامش دادم. فکر کنم هنوز وقت دارم تا گم شدنم.
