uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Kanalga Telegram’da o‘tish

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 322
Obunachilar
+1924 soatlar
+757 kun
+24030 kun
Postlar arxiv
حالا شاید بگید کدوم تَه؟ تو که هنوز تَه رو ندیدی، ولی خب به دلایلِ خیلی زیادی حس می‌کنم تَهِ خط ‌رسیدم، هرچیزی که می‌خواستم تجربه کنم رو تجربه کردم و دیگه خبری نیست. از اینجا به بعد، همش برهوته.

الان بیشتر از همیشه معنیِ اونجای آهنگِ بستنی کیم رو می‌فهمم که می‌گه: "من همه‌ی عمر دنبالِ معنیِ زندگی بودم توی یک نشونه‌ای، یک‌ فرمولی، تهش دیدم همش همینه." واقعاً تهش همش همین بود.

خدایا چند وقته دیگه داری زیادی سر به سرم می‌ذاریا، حواسم بهت هست.

چشمتون روزِ بد نبینه. تُنِ ماهی یه جوری ترکید که‌ اشکم در اومد. تا داخل لوستر تُنِ ماهیه.

قسمتِ اولِ فصلِ سومِ house of dragon واقعاً پشم ریزون بود. اون لجنی که فصلِ دوم بود رو شُست برد. امیدوارم کرد به اینکه شاهد نبرهای بیشتری قراره باشیم. یه جوری اعصابم خرده سر پایانِ این قسمت که حس می‌کنم نیاز دارم درموردش با یکی حرف بزنم.

حس می‌کنم اون ۹ کا ممبری که داشتم، نصفشون الکی فقط اونجا حضور داشتن. چون این پست ۲۳ کا ویو خورده. قاعدتاً هرکسی که براش اهمیت داشت، با دیدنِ این پست باید جوین می‌شد. خیلی‌ها اصلاً نیومدن بپرسن که چی شده، و جوین نشدن، مدام دارم به این فکر می‌کنم که خب هرکسی که برای چنلم ارزش قائل بود جوین شد و خیلی‌ها هم حتی جدید اومدن که لطف داشتن بهم. برای بقیه اصلاً مهم نبود و بعد از اتفاقی که افتاد فقط از اونجا لفت دادن.

یه جوری هوا گرمه که یادم رفته اصلاً زمستونی وجود داره.

ولی حیف شد جدی.

دوستان قسمتِ اولِ فصلِ سومِ خاندانِ اژدها منتشر شد. اگر لازم دارید همه چی براتون یادآوری بشه این ویدیو رو از یوتیوب نگاه کنید، و پیشنهاد می‌دم از هر طریقی که می‌تونید یه کاری کنید براتون یادآوری بشه چی شد. من خودم به شخصه فکر می‌کردم کامل یادمه، این ویدیو یادآوری رو دیدم فهمیدم هیچی یادم نبود :))))

ریدم تو پشتیبانیت آقای تلگرام.

به عنوانِ تجربه‌ی کسی که ۲۷ سال زندگی کرده، این نصیحت رو از بنده بپذیرید، هر جایی بودید، هر کاری کردید، هر فعالیتی که هرموقع و هرجا داشتید، لطفاً طوری برنامه‌ریزی و مدیریت کنید که وقتی از دست می‌دید، انقدر ضربه نخورید. مهم نیست یک شخص باشه یا یک چیز، یک ارتباط باشه یا یک مکان، همیشه توی ذهنتون داشته باشید که ممکنه یه روزی از دستش بدید. زندگی بارها و بارها بهم یاد داد که ممکنه یه شبه هرچیزی که برات مهم بود رو از دست بدی، بدونِ اینکه آمادگیِ قبلی داشته باشید. پس همیشه هر مسیری رو خواستید شروع کنید، با این آمادگی شروع کنید و در نهایت، انقدر به مقصد فکر نکنید، چون همیشه اون اتفاقی میوفته که انتظارش رو ندارید. از مسیر لذت ببرید دوستان. زندگی در لحظه‌ها و قشنگ بودنِ مسیر، خیلی مهمه. ارادت.

احساس کردم با توجه به حال و روزم نیازه که سریالِ Shrinking رو استارت بزنم. به شماهم پیشنهاد می‌کنم. اثرِ همون کارگردانِ Ted Lasso هست.

حس می‌کنم عنش در اومده. کاش یه جوری می‌شد که هم شما از سوال پرسیدن دست بردارید هم من دیگه مجبور نباشم توضیح بدم.

حتی توی استوریِ اینستاگرامم اعلام کردم که اون چنل دستِ من نیست. شماهام که پستی که خواسته بودم فوروارد کنید رو لطف کردید پخش کردید. کاری مونده که انجام بدم؟ تا بقیه بفهمن اون پست‌ها رو من نمی‌ذارم؟ هرکاری از دستم برمیومد کردم دیگه. بیشتر از این نمی‌دونم چیکار باید بکنم و چطوری توضیح بدم.

جدیداً شاش قاطی می‌کنن لای اینترنتا؟ مطمئنم من این همه مصرف نمی‌کنم.

شروع کردم به دیدنِ یک سریال. هی جلو می‌رفت هی می‌گفتم خدایا چرا من هیچی ازش نمی‌فهمم و داستان از وسط شروع شده؟ گذشت. به وسطای اپیزود که رسید، هی زدم عقب ببینم چی رو از دست دادم؟ نمی‌فهمیدم، تا اینکه متوجه شدم از اپیزودِ دوم‌ شروع کردم به دیدن و اپیزودِ اول رو اصلاً دانلود نکرده بودم.

باورم نمی‌شه هر هفته از این هفته تا اون هفته این همه منتظر می‌مونم که باز هیچ اتفاقی نیوفته.

Repost from ناگفته
به به. چه روز زیبایی. بازم یکشنبه شد و‌ قراره from بره‌ رو مخمون.

یکی از هم‌کلاسی‌های دوره‌ی دانشگاهم که انصراف داده بود بهم پیام داد گفت: "تو هم دیدی ارزشش رو نداشت، دیلیت اکانت کردی؟" این سوال مربوط می‌شه به وقتی که انصراف داده بود، یه بار ازش پرسیدم خب چرا انصراف دادی؟ فقط گفت: "ارزشش رو نداشت." وقتی براش توضیح دادم چی شده گفت: "حداقل می‌دونی برای یه چیزی ناراحتی که ارزشش رو داشته باشه." :)))

در ارتباط با این موضوع یه چیزی بگم. جالبه.