کافه مستاجر پلاک ۱۲
Kanalga Telegram’da o‘tish
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 815
Obunachilar
+3524 soatlar
+507 kunlar
+9130 kunlar
Postlar arxiv
1 815
آدم بعضی وقتا از ثابت کردنِ خودش به اطرافیانش خسته میشه و تو دلش میگه به جهنم.
1 815
هرچقدر هم تا ابد غصه بخورم بابتِ از دست دادنِ کانالِ قبلیم، این کانالِ جدیدم با معرفتترین آدمها رو سر راهم گذاشت. حس میکنم گاهی مرام و معرفت و درک و شعورتون در یک لِوِلِ دیگهایه که بابتش شرمنده میشم. دمتون گرم. خوبه که هستید و با وجودِ تمامِ چیزهایی که این مدت از دست دادم، خوشحالم که اینجا رو ساختم و دورهم جمعایم.
1 815
کلاً دارم یه جوری از فضاهای مجازی استفاده میکنم که برام سرگرم کننده باشن. چه اینستا، چه توئیتر، چه تریدز، چه تلگرام، یوتیوب، یا هر اپِ دیگهای، الگوریتمش رو طوری تنظیم کردم که بر اساسِ سلیقهی خودم باشه. در حالِ حاضر نسبت به هیچی گارد ندارم.
1 815
خلاصه که مراقب باشید برای کی وقت میذارید. هرکسی لایقِ حرفها و محبتها ریدن در اعصاب و روانِ شما نیست.
1 815
پس از کلی کتاب قرض دادن و معرفی و چونه زدن، بنده با موفقیت تونستم دخترخالهی چهارده سالهام رو تبدیل به یک عدد پاترهد کنم و وارد دنیای فانتزی و جادوش کنم. راضیام.
1 815
احساس میکنم انقدر حرف توی سرمه و نیاز به نوشتن دارم و انقدر زیادن که کمکم باید به فکرِ یک کانال پرایوتِ جدید باشم.
1 815
این پیام رو بفرست برای کسایی که پلیلیستهای رندوم دوست دارن و دعوتشون کن.
1 815
Nancy Sinatra - Bang Bang (My Baby Shot Me Down) (из фильма _Убить .mp33.68 MB
1 815
عمیقاً دلم میخواست انتهای همهی این خدافظیها به یک مهاجرت ختم بشه، کوچ کنم به یک کشورِ غریبه، جایی که هیچیش رو نمیشناختم و از نو شروع میکردم همه چی رو، نه اینکه صرفاً برم یک شهرِ دیگه.
1 815
نمیدونم تاحالا تجربهی دلکندن از شهری که چندسال توش زندگی کردید رو داشتید یا نه، تجربهی فروختنِ خونه و وسایلتون رو داشتید یا نه، تجربهی خدافظی با دوستاتون رو داشتید یا نه. ولی امیدوارم هیچوقت تجربهش نکنید، سوگ و غمش وحشتناکه. خیلی زیاده. به حدیه که نه میتونید بابتش گریه کنید، نه میتونید عزادارش باشید، چون اتفاقیه که افتاده و باید باهاش کنار بیاید، منطقتون نمیپذیره اشک ریختن رو، ولی غمش بدجوری میسوزنه.
1 815
بابتِ دو سالی که باهام زندگی کردی، و تمامِ خاطراتی که ساختی ازت ممنونم. و از اینکه مجبورم بفروشمت، متاسفم. مطمئنم سینا بهتر از من مراقبته، و رفیقِ بهتریه. ببخشید که بدونِ خدافظی رفتم.
1 815
از زندگی توی این سیاره تا ابد متنفرم. از هرچیزی که باعث شد انقدر تنفر و غم و دلتنگی توی وجودم ریشه کنه حالم داره بههم میخوره. لعنت به هرچیزی که دیگه اجازه نمیده از تَهِ دل حالم خوب باشه. امیدوارم اگه زندگیِ بعدیای هست، در یک سیارهی دیگهای باشه. زندگیِ دیگهای باشه، و حداقل اون دنیا باهام مهربونتر تا کنه.
