00:00
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
406
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+247 kun
+8830 kun
Postlar arxiv
402
از آدمهای بیذوق واقعا متنفرم.
زیر بارون راه نمیری چون خیس میشی، رو چمن نمیشینی چون لباساتو کثیف میشه، از خوردن شیرینی لذت نمیبری چون قند ضرر داره، گل واسه چی خریدی؟ فردا خراب میشه میندازیش دور.
این آدمهل لذت زندگی کردن رو ازت میگیرن و کمکم شمارو هم شبیه خودشون میکنن.
402
کاش جوانی در هاوکینز بودم ، در حال جنگیدن با وکنا ؛ ولی جوانی در ایران هستم در حال جنگیدن برای بقا .
402
موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم، خندیدم.
موقعی که باید میرفتم، یه دلیل برای موندن پیدا کردم.
موقعی که باید جا میزدم، گفتم حتی خسته هم نشدم.
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه.
موقعی که داشتم تو بدبختیام دست و پا میزدم از کسی کمک نخواستم.
من از یه جایی به بعد دیگه خودم نبودم ولی مشکل این نیست؛
مشکل اینه الان که میخوام خودم باشم کسی باورش نمیشه چون من تمومِ شب های بدِ زندگیم رو تنهایی سر کردم و هیچکی پیشم نبوده.
پس ازم نخواه خوب باشم.
402
زخمم را پذیرفته ام:)
اما با هر اتفاق؛ دوباره برمیگردم و برایش سوگواری میکنم و با خودم میگویم:
اگر آن زخم نبود شاید من آدم ِامروز نبودم!
