uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕 چپتر جدید

𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕 چپتر جدید

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝑾𝒓𝒊𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒆𝒎𝒐𝒓𝒊𝒆𝒔 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒕𝒐𝒍𝒅 ✩°。⋆ ⊹₊⟡ 𝑲𝒊𝒕𝒂: @Talktokiitabot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
336
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
ㅤlucky ‘n’ eight ៸៸ 🧶 sunoo little game diary ៸៸ 017

ㅤlucky ‘n’ eight ៸៸ 🍻 heeseung little game diary ៸៸ 016

ᯓ А я подарю тебе целый мир, ᯓ нарисованный моей любовью.
+4
ᯓ А я подарю тебе целый мир, ᯓ нарисованный моей любовью.

​ ​ ​ ​ ​ ​ ​ ​​​ ​ 𝗣𝗮𝗽𝗮𝗿𝗮𝘇𝘇𝗶 : P1
​    ​ ​   ​ ​   ​ ​   ​​​    ​    𝗣𝗮𝗽𝗮𝗿𝗮𝘇𝘇𝗶 : P1

ᯓ Я буду твоей тихой гаванью, ᯓ где ты сможешь забыть весь мир.
+4
ᯓ Я буду твоей тихой гаванью, ᯓ где ты сможешь забыть весь мир.

This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯ ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯ ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟

‌ ‌ "The reason" Rom-Com | High School | Enemies to Lovers SunKi, JayWon, JakeHoon سونو بهترین دانش‌آموز مدرسه بود؛ حداقل تا
‌ ‌ "The reason" Rom-Com | High School | Enemies to Lovers SunKi, JayWon, JakeHoon
سونو بهترین دانش‌آموز مدرسه بود؛ حداقل تا قبل از اینکه نیکی جایگاهش رو بگیره.
#au #TheReason

Work project 🔞 Part4:Partway through the movie, instead of watching the film, Sunoo realized he had been staring at Heeseung
Work project 🔞
Part4:Partway through the movie, instead of watching the film, Sunoo realized he had been staring at Heeseung for several minutes. From that moment on, the distance between them shrank until Sunoo was pressed right up against Heeseung, and the boy turned his gaze toward him.

Repost from †
نیکی نمی‌دونست چرا اول تا آخر تمرین کوریوگرافی جدیدشون، سونگهون با چشم‌های سرخ شده و عصبانی بهش نگاه می‌کرد. نگاهش اون‌قدر سنگین و مستقیم بود که نیکی چند بار وسط تمرین ناخودآگاه حرکاتش رو اشتباه کرد و هر بار که سرش رو بالا می‌آورد، دوباره چشم‌های خسته و عصبی سونگهون رو می‌دید که بدون اینکه چیزی بگه خیره بهش نگاه می‌کرد. وقتی که از هیونگش پرسید که میلی به استراحت داره یا نه، اون فقط با تکون سر نیکی رو رد کرد و بدون اینکه توضیحی بده دوباره برگشت سر تمرین. شش پسر بدون وجود سونگهون، روی زمین اتاق تمرین از شدت خستگی افتاده بودن و با درد ناله می‌کردن. حتی حوصله نداشتن بطری آبشون رو از چند قدم اون‌طرف‌تر بردارن. صدای نفس‌های سنگین و کوفتگی بدن‌هاشون کل اتاق رو پر کرده بود و هرکدوم به شکلی روی زمین ولو شده بودن. نیکی آروم سرش رو روی رون پای سونو گذاشته بود و بی‌حوصله با انگشت‌هاش گوشه‌ی لباسش رو بازی می‌کرد. وقتیکه بلاخره جَو از حرف‌های خاله‌زنکی جی راجع به برادر جونگوون تموم شد، نیکی چند لحظه ساکت موند و نگاهش رو بین اعضا چرخوند، هنوز مطمئن نبود باید سؤالش رو بپرسه یا نه. آخر سر به خودش جرأت داد و آروم لب باز کرد. - میگم..کسی نمیدونه هون کجاست؟ بعد تمرین یهو غیب شد. جیک درحالی که سعی داشت خنده‌اش رو کنترل بکنه داخل بغل هیسونگ لَم داد و آروم بینی‌ش رو خاروند. گوشه‌ی لبش بالا رفته بود و معلوم بود به زور داره خودش رو نگه می‌داره که چیزی نگه. - نیکی یعنی میخوای بگی انقد کسخلی که متوجه لحن و نگاه‌های سونگهون نمیشی؟ اخم پررنگی بین ابروهای پسر پیدا شد و با علامت سؤال بزرگی بالای سرش به جیک نگاه کرد. نیکی واقعاً نمی‌فهمید مشکل کجاست و چند ثانیه با همون حالت گیج به جیک خیره موند، تا اینکه هیسونگ دستش رو داخل موهای بلوند جیک فرو برد و آروم نوازشش کرد. بعد با صاف کردن گلوی خودش، نگاهش رو به نیکی داد و سعی کرد با لحنی کاملاً عادی قضیه رو جمع کنه. - ببین پسرجون، درسته هون حرفش رو پیش هیچکدوم از ما نمیگه که بخوایم بدو- - حرفِ چی؟ صدا از پشت سرشون اومد و باعث شد همه برای چند لحظه ساکت بشن. هون با اخم پررنگی که روی صورتش نشسته بود، درحالی که مستقیم به هیسونگ نگاه می‌کرد و دست‌های خودش رو به سینه‌اش زده بود. موهای کمی به‌هم‌ریخته‌اش هنوز از تمرین خیس بود و نفس‌هاش با وجود گذشت چند دقیقه همچنان سنگین به نظر می‌رسید. - حرفِ چی هیونگ؟ هیسونگ با دیدن اخم و مصمم بودن سونگهون، دوباره گلوی خودش رو صاف کرد و نگاه کوتاهی به بقیه انداخت دنبال راهی می‌گشت که از این موقعیت سالم بیرون بیاد و بعد رو به اعضا با لبخند مصنوعی گفت: - اینکه دلت میخواد بعد مدت‌ها دوباره دور هم باشیم، مگه نه پارک؟ سونگهون لحظه‌ای نگاهش رو روی نیکی قفل کرد. هنوز همون سنگینی چند ساعت قبل رو داشت، ولی این بار گوشه‌ی لبش یکم تکون خورد، بین لبخند و یک حالت نامعلوم که نیکی نتونست درست تشخیصش بده. بعد سرش رو آروم تکون داد. - آره. دلم برای دور هم بودن و مست کردن تنگ شده، و برای رسوندن نیکی تا خونه‌اش.

06/10 𝘾𝙤𝙘𝙠𝙒𝙖𝙧𝙢𝙞𝙣𝙜: 𝙅𝙖𝙮 𝙭 𝙅𝙪𝙣𝙜𝙬𝙤𝙣 Notes: Pure filth tbh_ Dirty talk_ Semi public sex_ They could get cau
06/10
𝘾𝙤𝙘𝙠𝙒𝙖𝙧𝙢𝙞𝙣𝙜:         𝙅𝙖𝙮 𝙭 𝙅𝙪𝙣𝙜𝙬𝙤𝙣 Notes: Pure filth tbh_ Dirty talk_ Semi public sex_ They could get caught_ Won is naughty af_ Kind of romantic idk