uz
Feedback
جالببود | JaLebBooD

جالببود | JaLebBooD

Kanalga Telegram’da o‘tish

قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
4 737
Obunachilar
-824 soatlar
+157 kun
+2 82330 kun
Postlar arxiv
و حدس بزنید یکی از مشتریای موادش کی بود؟ دیوید!
تو همین داستان خرید و فروش مواد با هم آشنا شدن و دوست بودن و المر به واسطه دیوید چندباری دین و دیده بود و فکر میکرد دین خفن ترین آدمیه که می‌تونست ببینه
پولداره، ماشین و خونه داره، همیشه خوشتیپه و لباساش مرتبه و صورتش شیو شدست یا همیشه خفن ترین پارتیا رو میگیره... کلا تو ذهن المر فکر میکرد دیوید خیلی خوش شانسه که دین قبول کرده اونو زیر بال و پرش بگیره
@JaLebBooD2 | کیمیآ

تا ری اکت نزنین رو پستا ادامشو نمیگم @JaLebBooD2 | کیمیآ

المر وین هنلی ۹ می ۱۹۵۶ تو هیوستن به دنیا اومده بود. و هرچقدر که دیوید بچگیش بد بوده رو دو برابر کنید میشه بچگی المر
یه پدر الکی بی خاصیت داشت که هر روز المر رو کتک میزد انگار تفریحش این بود که بزنتش و مجبورش می‌کرد پول غذایی که تو خونه میخوره رو بده حالا چرا؟ برای اینکه مفت خور بار نیاد.
خب کیر حالا یه بچه کوچیک چه کاری هست که بتونه باهاش پول دربیاره؟
هیچی! قاعدتاً هیچ کاری به یه بچه اینقدری نمیدن ولی باباش نفهم تر از این حرفا بود
به بچه می‌گفت هر طوری شده باید پولمو بدی و المر مجبور شد بره دزدی کنه تا پولشو بده
چندسال همینطوری وحشناک برای المر میگذره و اینجاس که پدر و مادر المر از هم طلاق میگیرن اینجا المر ۱۴ سالشه فکر کردید چون از باباش جدا شده زندگیش بهتر شده؟ خیر! مامانش اینقدر فقیر بود که المر مجبور میشد بیشتر از قبل دزدی کنه و مواد بفروشه که فقط از گرسنگی نمیرن
@JaLebBooD2 | کیمیآ

یه روز المر رفت خونه مامان بابای دیوید ازشون خواست که چندتا پوستر که عکس دیوید روشون چاپ شده بهش بدن که بتونه با این پوسترا بگرده دیوید و پیدا کنن
مامان بابای دیوید هم پوسترا رو بهش میدن و ازش تشکر میکنن
قبل از اینکه بریم سراغ بعد از این باید درمورد گذشته المر صحبت کنیم چون این پسر یه ادم مهم توی این پروندست
@JaLebBooD2 | کیمیآ

و اینجا بود که مردم فهمیدن پلیس نمیخواد بگرده دنبال بچه های گمشده برای همین خودشون دست به دست هم دادن که یجوری پیداشون کنن و
و اینجا بود که مردم فهمیدن پلیس نمیخواد بگرده دنبال بچه های گمشده برای همین خودشون دست به دست هم دادن که یجوری پیداشون کنن
و یکی از این مردم کی بود؟ المر وین هنلی ۱۵ ساله برای ۱۵ سال زیادی بزرگ و قشنگ هستی المر پسر🥹🥹 المر یادتون باشه خیلی تقش مهمی تو داستانه @JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا این سیب زمینیا بین همه این‌ چیزا حداقل یه چیزی رو پیگیری کردن و اون چیه؟
فهمید خانواده دیوید وام گرفتن و یه کارآگاه خصوصی استخدام کردن که اون بره بگرده دنبال پسرشون... و گواهینامه این کارآگاهه باطل شده و داره با با گواهینامه باطل رانندگی میکنه
دیدید چیشد😱😱😱😱😱😱😱😱
اصلا مهم نیست که یه عالمه پسر بچه تا الان گمشده ولی یه کارآگاه نباید با گواهینامه ی باطل شده رانندگی کنه
و اینطوری بودن که امکان نداره اجازه این کارو بدیم😡 و خیلی زود کارآگاه و تحت تعقیب قرار دادن و میکشونش دادگاه.. @JaLebBooD2 | کیمیآ

این دوست ملی ۱۳ ساله David Hilligie فردای گمشدن این دونفر پلیس همون جواب پسراتون گمشدن رو‌ به خانواده هاشون میدن ولی گمشدن دی
این دوست ملی ۱۳ ساله David Hilligie
فردای گمشدن این دونفر پلیس همون جواب پسراتون گمشدن رو‌ به خانواده هاشون میدن ولی گمشدن دیوید اصلا عادی نبود چون فردای روزی‌ که‌ دیوید گم شد قرار بود خانوادگی برن سفر و‌ دیوید از دو ماه قبل برای این سفر برنامه ریزی کرده بود و مامان بابای دیوید باور‌ نمیکردن پسرشون فرار کرده
خانواده ها هیچ‌کاری از دستشون بر نمیومد چون پلیس هیوستن عرضه نداشت پیداشون کنه و به خودش زحمت بده فکر کنه که امکان نداره تو یه مدت کوتاه این همه نوجوون فرار کرده باشن.
توجه کنید این دیوید نقش اصلی داستان نیست نقش اصلی داستان اون دیوید اولی است که همدست دین میشه @JaLebBooD2 | کیمیآ

۱۶ ساله Malley Winkle ملی و مامانش قبلا تو‌کمپانی آبنبات سازی دین کار میکردن و تنها چیزی که هم این‌پسر هم مامانش از دین دیدن
۱۶ ساله Malley Winkle
ملی و مامانش قبلا تو‌کمپانی آبنبات سازی دین کار میکردن و تنها چیزی که هم این‌پسر هم مامانش از دین دیدن خوبی بوده پس وقتی دین رو اتفاقی دید که ازش خواسته برن ساحل و خوش بگذرونن با کله قبول میکنه حتی یکی از دوستاشم‌ میبره
@JaLebBooD2 | کیمیآ

پسری که خیلی شاد و‌خوشحال داشت میرفت سرکارش تو‌ پمپ بنزین ولی از اونجایی که دیوید و‌ رندال هم مدرسه ای بودن دیوید موفق میشه ر
پسری که خیلی شاد و‌خوشحال داشت میرفت سرکارش تو‌ پمپ بنزین ولی از اونجایی که دیوید و‌ رندال هم مدرسه ای بودن دیوید موفق میشه راحت رندالو‌ گول بزنه ببره خونه ی دین اسم رندال به عنوان هشتمین قربانی دین کورل ثبت شد و‌ نوبت رسید به قربانی بخت برگشته ی بعدی
@JaLebBooD2 | کیمیآ

آقای والدروپ میره پیش پلیس همه ی حرفای همسایشو به پلیس میگه و سیب زمینی های عزیز میرن اونجا و‌به جای کندن زمین یکم منظره رو‌ نگاه میکنن و برمیگردن و بخاطر همین سیب زمینی ها دین قربانی بعدیشو‌ میگیره
فک کنم دین فیلم مامان پلیسارو داشته @JaLebBooD2 | کیمیآ

پسرارو‌ مجبور میکرد قبل از مرگشون برای خانواده هاشون یه نامه بنویسن توش بگن که ما فلان شهر کار پیدا کردیم و داریم میریم اونجا شما دنبالمون نگردید
و این ترفند تا حدودی جواب میداد ، ولی یه سری از خانواده ها حتی وقتی نامه ای که با دستخط خود بچه هاشون بود دریافت میکردن باور نمیکردن بچه هاشون بدون اطلاعشون همچین کاری بکنن مثل پدر دونالد و‌جری
این پدر بنده ی خدا جلوی اداره ی پلیس چادر میزد و بهشون التماس میکرد بچه هاشو پیدا کنن چون میدونست بچه هاش امکان نداره ولش کنن برن
بعد یکی از همسایه های بابای این پسرا زنگ میزنه به این مرده میگه نمیدونم به گم شدن پسرات ربطی داشته باشه یا نه ولی من دو سه روز بعد از گم شدن پسرات اون مرده که قبلا آبنبات فروشی داشتو در حال کندن زمین توی انبار قایق دیدم
بومم یعنی دین لو رفت ؟؟ @JaLebBooD2 | کیمیآ

ری اکت نمیدین چرا :))))) @JaLebBooD2 | کیمیآ

دین بعد از جیمز و‌ دنی فهمید باید کسایی رو انتخاب کنه که خانواده هاشون زیاد پیگیر نشن چون اگر پلیس یه کوچولو باهاشون همکاری میکرد دین گیر‌ میوفتاد
برای اینکه جلوی این مشکلو بگیره چیکار میکرد؟ شما بگین @JaLebBooD2 | کیمیآ

دین یه سری لوله های باریک شیشه ای سفارش داده بود براش ساخته بودن که این لوله هارو میکرد تو مجرای ادراری قربانی هاش بعد زمانیکه مطمئن میشد شیشه کاملا تو بدن قربانیه میشکوندش که تو‌ بدنش شیشه خورده باشه
قربانی های دین همشون چندین روز قبل مرگ شکنجه میشدن و دیگه انقدر داغون میشدن که به درد واکنش نشون نمیدادن و دین حوصلش سر میرفت یا با تفنگ میکشتشون ، یا خفشون میکرد ، یا آلتشونو میبرید تا از خون ریزی زیاد بمیرن یعنی بیشتر قربانیا آلت نداشتن وقتی جسدشونو پیداکردن
@JaLebBooD2 | کیمیآ

خب میخوام یکی از بدترین شکنجه هاشو با جزئیات بهتون بگم @JaLebBooD2 | کیمیآ

دین داخل اتاقش یه تخته ی شکنجه داشت که اینجوری بود یه تخته ی ایستاده بود که چهار طرفش سوراخ داشت میتونست دست و پای قربانی رو
دین داخل اتاقش یه تخته ی شکنجه داشت که اینجوری بود یه تخته ی ایستاده بود که چهار طرفش سوراخ داشت میتونست دست و پای قربانی رو به حالت ستاره ببنده روی این تخت
لازم به ذکره دین جون اصلا به یه قربانی قانع نمیشد یعنی یه قربانی رو میبست به یه طرف تخته ، اون یکی قربانی رو میبست به طرف مقابل جوری که این دوتا قربانی پشتشون به هم‌باشه و شکنجه های داغون جنسی میکردشون
این همون تخت دینه @JaLebBooD2 | کیمیآ

دین کورل تا قبل از دونالد و جری تا قربانی هاش میومدن داخل خونه سریع میزد تو‌ سرشون عملیاتو‌ شروع میکرد ولی بعد از این دوتا داداش بخت برگشته تصمیم‌ گرفت که قربانی هاش نتونن باهاش مقابله کنن و درحالیکه بیدارن بتونن لحظه به لحظه این شکنجه رو حس کنن
و برای اینکه نتونن باهاش مقابله کنن دوتا روش‌ داشت یا اینکه تا خرخره بهشون مشروب‌میداد که مست شن یا از روش دستبند استفاده میکرد یعنی گولشون میزد خودشون دستبند ببندن یه دستشون
 حالا روشش چطوری بود؟
اینطوری بود که دستای خودشو با دستبند از پشت میبست بعد با کلید تو دستش یواشکی دستبندو‌ باز میکرد یه طوری برخورد میکرد انگار شعبده بازی کرده و بعد به قربانی هاش میگفت حالا شما امتحان کنید و اون قربانی بدبختم اجازه میداد دستاشو ببندن
@MyoNews |کیمیآ

قربانی های بعدی دین دوتا داداش بودن ‌Donald and jerry waldrop دونالد ۱۶ سالش بود و جری ۱۴ و دونالد عکس بالاییست جری پایینیه ا
قربانی های بعدی دین دوتا داداش بودن ‌Donald and jerry waldrop
دونالد ۱۶ سالش بود و جری ۱۴ و دونالد عکس بالاییست جری پایینیه این دوتا داشتن میرفتن سالن بولینگ که دین توی مسیر دیدشون
دین بچه هارو با روش ماریجوانا و پارتی کشوند خونه ی خودش و از این نقطه به بعد فهمید فقط تجاوز و قتل براش بس نیست حس کرد دلش میخواست بیشتر از قربانیاش لذت ببره و‌ چه راهی بهتر و جالب تر از شکنجه برای یه قاتل روانپریش؟
@JaLebBooD2 | کیمیآ

اگه یادتون باشه تا اینجا بهتون گفتم یادتونه ؟ @MyoNews |کیمیآ

اگه یادتون باشه تا اینجا بهتون گفتم یادتونه ؟ @MyoNews |کیمیآ