مُـقَـطَـع../🫀
Kanalga Telegram’da o‘tish
. خلاصه../ مثل پوستی که گذر کرد به دباغخانه گذر ما به مُـقَـ طَـ ع../🫀افتاد… .
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 160
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+267 kun
+2630 kun
Postlar arxiv
3 161
دوست داشتم اون یـه بـار عاشقیای
کـه همـهمون تـو زندگـی داریم رو تو
خاک روسیه با معشوقهام تجربه کنم
3 161
همه صحنه پر از دلهره است../
مخصوصا اون لحظه ای که فاصله اش
هی بیشتـر و بیشتـر میشـه موقع رفتن
3 161
پنج صبح؛هوای ابری باشه../
و با اضطراب بیایی دو دستی
همـه زندگیتو راهی کنی بـره
3 161
و تو هربار خداحافظی../
هم امید داشتن همو دوباره ببینن
هم امیدی بـــه دیدار دوباره نبود
3 161
داستان از اونجایی شروع میشه../
کــــه هر کدوم از این مردان اهنی
میخواستن برن جنـــگ احتمـــال
خیلی کمی داشته که زنده برگردن
