صداهای تو سرم.
Kanalga Telegram’da o‘tish
برجمیلاد فن.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
315
Obunachilar
-224 soatlar
-107 kun
-4030 kun
Postlar arxiv
واقعا پودر فیکسمو میبینم حس میکنم ده تا ماشین زیر پامه و یه پنج شیش تا هم ویلا تو شمال دارم ده کیلو هم طلا دارم.
تو نگاه اول فقط خودم میدونم دارم چیکار میکنم ولی راستش خودمم نمیدونم، صرفا یک ایدههایی تو سرمه که اونارو انجام میدم بعدشم یا گریه میکنم یا میخندم یا هم فقط من هیچ من نگاه
"من به آرزوهام قول رسیدن دادم. چه بارون بیاد، چه برف بیاد، چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش میرسه"
پینترستم طوری که میخواستم نبود، به طور عجیبی گرممه و ازش متنفرم، اتاقم به هم ریختهست، پول ندارم، قلبم ناراحته، سرم درد میکنه، احتمالا کمخونی دارم، کنکور دارم، درس دارم، حالت تهوع دارم، بارون نمیاد، گیجم، نفس نمیکشم، هرروز برای اونا گریه میکنم، عزیزم خوب نیست، آهنگام آهنگ نیستن. خلاصه که فکرکنم خوب نیستم اما هنوز منتظر فرداهام تا باشم.
خیلی بامزهست، چطوری همینطوری خود به خود موهام فره، پیچ و تاب داره؟ خیلی بامزهست. بهم نمیاد.
