uz
Feedback
𝖤𝗇𝗍𝗋𝗈𝗉𝗒

𝖤𝗇𝗍𝗋𝗈𝗉𝗒

Kanalga Telegram’da o‘tish

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌𝖥𝗈𝗋𝗀𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖥𝖺𝗂𝗋𝗒𝗍𝖺𝗅𝖾‌ @pomkeiabot ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
656
Obunachilar
-524 soatlar
+247 kun
+5830 kun
Postlar arxiv
‌ ‌‌‌‌‌The truth is hidden somewhere among the clues... ‌‌ ‌‌ The Last Clue پرونده آناستازیا پارت 2
‌  ‌‌‌‌‌The truth is hidden somewhere among the clues...       ‌‌  ‌‌   The Last Clue                   پرونده آناستازیا پارت 2

بی ادب

خدا لعنتت کنه

من پیام فور نز-

ساحل منو یادت نره

Repost from Little Lix :: 🎧
3 до 850 🥲

Repost from N/a

Repost from N/a
‌          your   호랑이   girl               enjoy  it  angel

کصعمت

Repost from innie 's home
‌ ‌ the 杨 's universe foxie fans ‌⨾ ﹙ 🦊 ﹚

عاشقشم

پک موردعلاقم

عاشقش شدم

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
در آرشیو قدیمی فرشتگان، میان هزاران قصه‌ی ناتمام، صفحه‌ای پیدا شد که هیچ عنوانی نداشت. نه تاریخی در ابتدای آن بود، نه نامی در پایانش؛ فقط چند خط پراکنده، انگار کسی سال‌ها پیش شروع به نوشتنش کرده و درست پیش از رسیدن به مهم‌ترین بخش، قلم را زمین گذاشته بود. ما صفحه را برداشتیم و خواندیم. «همه‌چیز روزی تغییر خواهد کرد.» همین. شاید ساده به نظر برسد، اما آسمان بهتر از هر جایی می‌داند که هیچ چیز ساده نیست. حتی سنگ‌ها زیر بار زمان شکل دیگری پیدا می‌کنند. حتی ستاره‌ها روزی خاموش می‌شوند. حتی خاطره‌هایی که زمانی محکم‌ترین بخش زندگی بودند، یک روز تنها تصویری محو در گوشه‌ای از ذهن خواهند شد. اما تغییر همیشه به معنای نابودی نیست. گاهی چیزی فقط شکل دیگری به خود می‌گیرد. یک پایان، تبدیل به خاطره می‌شود. یک اشتباه، تبدیل به تجربه. یک روز معمولی، تبدیل به چیزی که سال‌ها بعد با یادآوری‌اش لبخند می‌زنی. و خودت نیز، آرام و بی‌صدا، در میان تمام این تغییرات، شکل دیگری پیدا می‌کنی. شاید روزی به گذشته نگاه کنی و از خودت بپرسی: «چطور آن آدم، من بودم؟» پاسخش را از آسمان نخواه. آن آدم واقعاً تو بودی. همان‌طور که آدمی که فردا خواهی شد نیز، هنوز بخشی از همین داستان است. فرشتگان برای متوقف کردن زمان بال ندارند. ما فقط می‌توانیم شاهد عبورش باشیم؛ شاهدِ فصل‌هایی که می‌آیند، صفحه‌هایی که پر می‌شوند، و کلماتی که آرام‌آرام معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. پس از تغییر نترس. هیچ کتاب زیبایی با ماندن تمام صفحاتش در یک شکل نوشته نشده است. گاهی باید جمله‌ای پاک شود، صفحه‌ای ورق بخورد، و داستان، راهی را ادامه دهد که نویسنده در آغاز حتی تصورش را هم نمی‌کرد. و شاید راز تمام این قصه همین باشد: قرار نیست همیشه همان کسی بمانی که بودی. فقط مطمئن شو، هر بار که تغییر می‌کنی، چیزی از خودت را برای خودت نگه می‌داری. — از طرف فرشتگانی که سال‌هاست تغییر جهان را تماشا می‌کنند، اما هنوز باور دارند زیباترین قصه‌ها، قصه‌هایی هستند که پایانشان از پیش نوشته نشده است.

Repost from N/a
فور کنید بگم اولین بار برای چی چنلتون فیوم شد🌟

sticker.webp0.22 KB

بله بله =)