uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

دیکتاتوری مهدیه ؛

دیکتاتوری مهدیه ؛

Yopiq kanal

. هر آنچه گفته نشد .

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 829
Obunachilar
-124 soatlar
-257 kun
-12730 kun
Postlar arxiv
‌ https://t.me/c/4349759105/1069 اصفهان اینجوریه که یه نفرو نمیشناسی بنده خدا یه آشناییت بده میبینی با کل فامیل و دوست و آشنای طرف رفت و آمد داری

‌ https://t.me/c/4349759105/1069 اصفهان در عین بزرگی کوچیکه عزیزم چطور اصفهانی هستی ک اینو نمیدونی😭😭🤣

بعد من دو عزیز رو تنها گذاشتم و رفتم و بیام، تا برگشتم دیدم نصف موضوع رو از دست دادم😒.

وقتش نیست به کوچیکی اصفهان پی ببریم؟ همه همدیگه رو میشناسن

خیلی رندوم خانم قاف برداشت دوستش رو اورد و فردی که نیم ساعت نرگس داشت در موردش صحبت میکرد اشنا دراومد

یهو گفت اره فلانی هم که اینطور.... گفتم کدوم فلانی؟ گفت همون که توی فلان هییته.. گفتم عکسش رو نشون بده و بعد نشون دادن عکسش گفتم من میشناسم اینو.....

از امروز همین‌قدر بگم که اومدم بعضیارو سوپرایز کنم، سوپرایز شدم🙏🏻.

تاحالا این همه ریکوئستو ی جا ندیده بودم🫪

شنبـه‌ست، شنبـه‌ های ام‌البنینـی.. ولی نمی‌شه یاد یلِ حیـدرنشونِ مه‌جبینِ خانوم‌مون نباشیم! خلاصه که إسمـع و التمـاس دعا.

اونی بعداً می‌تونه برای عبـاس گریه کنه و اشك بریزه که توی امتحان سرش پایین نباشه و عقب نیفته!

#التمـاس‌تفکـر و #اوصیکـم به عمـل.

ای شهـداء، برای ما حمـدی بخوانید که شما زنـده‌اید و ما..

حبیـب «عند ربهـم یرزقون» و «سلم لمن سالمکم»، ما چی؟ نکنه "حرب لمن حاربکم"؟

هی دارد فکر می‌کنم.. «گم‌گشته‌ی دیار محبّـت کجا رود؟ نام حبیـب هست و نشان حبیـب نیست.»

من آدمی هستم که وقتی روضه‌ در هر نوعی گوش میده از شدت سنگینی صورت و بدنم زخم میشه … و مدام سعی میکنم توی مجالس فقط توی خودم بریزم و موقع روضه ساکت یه گوشه میشینم و خودخوری میکنم و مدام دستام رو نشگون میگیرم ..

خدا از دل شکسته‌ی بنده‌اش، از اشك چشمش، از غم و غصه‌هاش نمی‌گذره. ولو بنده ببخشه. حتّی اگر بنده بگه بیخیال!

امیدوارم باعث و بانی اون حال "آدمی‌زاد" نبوده باشه وگرنه خدا رحم کنه به عاقبتش.

تاحالا شبی به این وحشتناکی نگذرونده بودم

دارم به دیشب فکر می‌کنم …

‌ اونجا که شهریار میگه: گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم ، آسمان را به زمين جان خودت می دوزم، گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد، بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد...