uz
Feedback
هُماندیش

هُماندیش

Kanalga Telegram’da o‘tish

| پژواکِ روزهایِ بی‌رنگ شعر،تأمل،سکوت |

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
360
Obunachilar
+224 soatlar
+187 kun
+7430 kun
Postlar arxiv
"من را هم که می‌بینی، سال‌هاست اعدام شده‌ام…!" اعتراض، تنها واکنشی است که برای انسانِ زنده باقی می‌ماند؛وقتی می‌بینی چطور با آینده‌ و کشورمان بازی می‌کنند. این همه بی‌عدالتی و سیاست‌های غلط، آدم را از پا در می‌آورد. علیرغمِ تمامِ این تلخی‌ها اما تهِ دلم هنوز روشن است. نه به این وضعیت، که فقط به خودِ "ایران". ایران، تنها چیزی است که هنوز برایش نفس می‌کشم. #ایران #تأملات_هوا 🕊🦋

Repost from [Green tea]
میان گفتنی‌ها این‌هارا نگفتید که فرقی نمی‌کند محکوم چه کرده باشد؛ اعدام در ملاعام بیشتر از آن‌که اجرای عدالت باشد، نمایش خشونت است. ما در قرون وسطی زندگی نمی‌کنیم که مرگ را به تماشا بگذاریم. جامعه با عادی‌سازی خشونت امن‌تر نمی‌شود؛ فقط حساسیتش را نسبت به جان انسان از دست می‌دهد. چیزی که امروز بیشتر از همه آزارم داد، همین بود. انگار به شعور و کرامت انسان توهین شد. و چیزی که بیشتر از خود اعدام مرا می‌ترساند، شادی بعضی آدم‌ها از دیدن مرگ دیگری است. جامعه‌ای که از تماشای جان گرفتن انسان لذت ببرد، کم‌کم حساسیتش را به خشونت از دست می‌دهد. عدالت قرار است از چرخه انتقام فاصله بگیرد، نه اینکه آن را به یک نمایش عمومی تبدیل کند.

خورشید ما به چوبه‌ی اعدام بسته است از صبح و آفتاب در این جا، سخن مگو حسین منزوی 🕊🦋

همه چیز را رها کن... به جز دلی که برای خوشحال کردنت، دست به هرکاری می‌زند. غسان کنفانی 🕊🦋

آدم‌‌ها به امید زنده‌اند، اما امیدهایی که بیش از حد طول بکشند قاتلان بی‌صدا هستند… ‌ آلبرکامو 🕊🦋

ز خود هرچند بگریزم، همان در بند خود باشم رم آهوی تصویرم، شتاب ساکنی دارم واعظ قزوینی 🕊🦋

"اؤزو ییخیلان آغلاماز" (کسی که خودش زمین می‌خوره، گریه نمی‌کنه.) وقتی خودت انتخاب کردی که راه بیفتی، زمین خوردن… دقیقاً بخشی از "رقصِ" ماجراست. #تأملات_هوا 🕊🦋

🕊🦋

هی . . . 🕊🦋

از تکاپوی برق چشمانت برق این خانه می‌رود گاهی! امیرحسین آرین‌نژاد 🕊🦋

واسه چیزی گریه کن و ناراحت باش، که واقعاً ارزشِ وقتت رو داشته باشه. واسه چیزی که حل میشه یا جبران‌شدنیه، آدم نه گریه می‌کنه نه خودش رو می‌بازه. #تأملات_هوا 🕊🦋

جمعه ساکت جمعه متروک جمعه چون کوچه هاي کهنه ، غم انگيز... جمعه انديشه های تنبل بيمار جمعه خميازه های موذی کشدار جمعه بی انتظار جمعه تسليم خانه خالی خانه دلگير خانه در بسته بر هجوم جواني خانه تاريکي و تصور خورشيد خانه تنهايي و تفأل و ترديد خانه پرده ، کتاب ، گنجه ، تصاوير آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت زندگی من چو جويبار غريبي در دل اين جمعه هاي ساکت متروک در دل اين خانه های خالی دلگير آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت فروغ فرخزاد 🕊🦋

🕊🦋

فقط یک نقطه در انتهایِ یک سطر 🕊🦋

در من کبوتری ذبح شده جان اما رهایش نمی‌کند الهام سرمیلی 🕊🦋

🕊🦋

چشم‌ها هم حرف‌های زیادی دارند برایِ ماندن یا رفتن میانِ یک شعر و یک دستور زندگی اما گوشِ شنوایی ندارد زندگی اما دهانِ کلمات را می‌بندد هُما 🕊🦋

Repost from | تعلق |
اگر قرار بود هر سقفی فرو بریزد آسمان، باید خیلی وقت پیش فرو می‌ریخت اگر قرار بود باد نایستد ما که همه بر باد شده بودیم نگران هیچ چیز نباش تو هنوز زیبایی و من هنوز می‌توانم شعر بنویسم... #رسول_یونان

Repost from N/a
امیدوارم روزی با لبخند از اینجا بروم و شبی از پشت پنجره اتاقم در سیاره‌ای دیگر، زمین را نگاه کنم و با خود بگویم: سفر عجیبی بود، بهتر که تمام شد. وحید‌عیسوی