uz
Feedback
چت ممنوع 𝟏𝟎𝟐

چت ممنوع 𝟏𝟎𝟐

Yopiq kanal

پست سیاسی نزارید و چت ممنوع هست

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 913
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
«ترانه‌ای از عمقِ احساس… ‌‎

عاقبت عشقبازی

برگ سبز برنامه شماره: ۲۷۶ (پالایش) با کیفیت بسیار خوب خواننده:ایرج نوازندگان:پرویز یاحقی.مجیدنجاحی آواز:شبي گريم شبي نالم ز هجرت داد ازين شبها (مشتاق اصفهانی) دستگاه/مایه : شور گوینده:روشنک🌸🌷🌷🌸🌸🌷

4_5846089915997102659.mp37.76 MB

4bbf2af30d105a66f346622cc466fc15_286296_1783239048.mp424.58 MB

animation.gif.mp40.40 KB

12.08 MB

Repost from N/a
‌‌ چه نیازی به قهوه، وقتی شهدِ عسل صبح در میانِ ران‌هایِ تو جاری است ••• من در میانِ عطرِ گرمِ بدنت، هوش از سرم می‌پرد؛ چشیدنِ آن چشمه‌ی حیات، مستی‌ای است که از هر شراب قوی‌تر است. با هر ناله‌ی لرزانِ تو، گرسنگی‌ام وحشی‌تر می‌شود، و عطشِ میانِ نفس‌هایمان، شعله‌ای می‌کشد که هیچ دریایی خاموشش نمی‌کند؛ من تشنه‌ی آن شهد هستم، و در هر چشیدن، بیشتر در اعماقِ تو غرق می‌شوم.

Anyone wanna chat on my mom

11.55 MB

برای صرفه جویی در آب باهم دوش بگیرید😁🤤

7.49 MB

@koochehhbag #fereshteh دیر وقت بود، هنوز بوے او در اتاق می‌چرخید؛ لیوان نیمه‌پر، روے میز ماندہ بود، و انگار هیچ‌ڪس جرأت نداشت تمامش ڪند. او نشستہ بود رو‌به‌روے پنجرہ، بہ چراغے ڪہ در خیابان روبرو روشن و خاموش می‌شد، مثل قلبے ڪہ هنوز امید دارد ، خیرہ بود. زیر لب گفت: «دوست داشتن درد دارد اما دوست نداشتن چیزے است ڪہ آدم را تمام می‌ڪند.» بعد، دستش را روے رد لبخندِ ڪهنه‌اے گذاشت روے شیشه. باران شروع شد. فنجان افتاد و شڪست. و در سڪوت آخرین قطرہ، فقط یڪ صدا ماند؛ صداے افتادن چیزے ڪہ دیگر برنمی‌خیزد. صبح، باد پردہ را ڪنار زد. نور روے فنجان شڪستہ افتاد. و هیچ‌ڪس نفهمید چرا بوے او هنوز در هوا ماندہ بود.. .

27.62 MB

Repost from N/a
آنقدر مست در آغوش « تــو » لبریزم که ریخت از ظرف لبم بوسه به روی بدنت ..!!

💃💃💃💃💃 ‌‎‌‎ 💃💃فوروارد فراموش نشه❤️

پمپ‌ بنزیناشون 🤔😜😋🤤💦

3.67 MB

فیلم سکس زن محجبه خوشگل و خوش هیکل با شوهرش ازون فیلمای وطنیه که رو دستش نیست🤤🇮🇷اول با ساک زدن شروع میکنه و بعد داگی استایل میزنن توش🍆😻