قَهوهُایِ
Kanalga Telegram’da o‘tish
.خوش دارم برگردی، اما اگر برنگشتی بدان که قصه میشوی؛ همان قصهای که میگویمش تا دخترم را خواب کنم✦1₁₅
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
292
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+97 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
291
من که نتونستم تورو عوض کنم،
ولی تو خوب منو عوض کردی.
شور و شوقمو گرفتی،
انرژیمو گرفتی،
احساساتمو گرفتی،
اعتمادمو گرفتی.
تهش من موندم و
یکی که وقتی
تو آیینه بهش نگاه میکنم
نمیشناسمش.
291
و بعد از تو
و بعد از واقعهی دلنبستگیات
من به نهنگی میمانم
که غرق در دریا
نفس کم بیاورد در تُنگ
و از خودکشی دسته جمعی هم جا مانده باشد!
291
.خوش دارم برگردی،
اما اگر برنگشتی
بدان که قصه میشوی؛
همان قصهای که میگویمش
تا دخترم را خواب کنم✦1₁₅
291
Repost from N/a
اگه تجربهش نمیکردی، مثلِ کسی بودی که کلِ کتابایِ مربوط به بارون رو خونده، اما هیچوقت خودش زیرِ بارون خیس نشده.
291
نه من فراموشت کردم، نه تو یادت رفته منو. ما فقط خوب بلدیم حواسمونو پرت کنیم، سرمونو گرم نگه داریم و فکر نکنیم بهم. بلدیم تظاهر کنیم که دلمون تنگ نمیشه و بهم فکر نمیکنیم. نقش بازی کردنو خوب بلدیم ولی فراموش کردن همو؟ نه این یکیو بلد نیستیم. شدنی نیست.
291
"وقتی تورا بوسیدم و در آغوش گرفتم جهان خالی شد.. حالا من، تمامِ زنها و تو، تمامِ مردهای جهانی.. و نامِ تمام بوسهها، شعر است."
