اتاقِ فکرهای نصفِ شب
Kanalga Telegram’da o‘tish
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
427
Obunachilar
-424 soatlar
-477 kun
-8330 kun
Postlar arxiv
Yuja_Wang_Danse_macabre,_Op_40_Arranged_By_Franz_Liszt_&_Vladimir.mp318.13 MB
+2
اینکه
من واقعا کاری به هیچ قشری از جامعه ندارم در کل عشق شکل های مختلفی داره یک نوع از عشق که به شدت زیبا و عزیزه عشق افلاطونیه یعنی طرف بدون خواسته ی جنسی عاشق یه نفره و این نوع عشق اونقدر عمیقه که هر نوع عشقی رو صد هیچ میزنه، در کل حرفم اینه رابطه ی بین جونگ یو و بی او نمیتونه از روی هوس باشه مشخصا اون ها روحشون بهم چنان پیوند خورده که دیونه ی همن هرکی گفت اینا عاشق هم نیستن مشت بزنید تو دهنش ولی نوع عشق فرق داره عشقشون خیلی عمیق و عزیزه و اگر بی ال بود قطعا به این عمق نمیرسید
از اینکه یکی گفته بود واقعاً '?it is casual' که بیاو، توی سالن تمرینشون ۱۰۰۰ تا شمع روشن کرد تا به جونگیو کمک کنه ترامای استیجش رو از بین ببره و دفعه بعدی اونو به دیت برد تا توی پابلیک پیانو بزنن و این دفعه هم قصد داشت بعد از سالها جونگیو جلوی تماشاگرای رندوم پیانو بزنه و به ترسش غلبه کنه.
+1
جوریکه بی او، جونگیو رو از تاریکترین نقطه زندگیش به سمت درخشانترین استیج زندگیش برد جاییکه تونست با ترامای بچگیش کنار بیاد و از طرفی، جونگیو کاری کرد که بیاو بتونه برای اولین بار وقتی پیانو میزنه لبخند بزنه و بهجای فکر کردن به فشارهای پدربزرگش، فقط به پیانو، خودش و جونگیو فکر کنه.
راستش سریال فور هندز عمیق ترین اثر رو توی قلبم و زندگیم گذاشت
دقیقا همون احساسیو پیدا کردم که بعد از دیدن قهرمان ضعیف کلاس پیدا کردم
به نام تو که اویی...
او غایب است، نه چون این جا نیست، چون کسی این جا نیست...
او غایب است، نه چون اینجا نیست، چون جز او نیست...
او غایب است، نه چون اینجا نیست، چون همه جاست...
او غایب است، از فرط حضور...
اصلاً،
او غایب است چون غایب نیست....
پس از چیست که نه غایبش می دانیم، نه حاضرش می بینیم؟
آی رفیق!
خطای ما کدام بود آیا؟
شاید،
خطای ما این بود که فریب قواعد دستور زبانمان را خوردیم...
خطای ما این بود که پنداشتیم او همان سوم شخص غایب است و من، اول شخص حاضر...
خطای ما این بود که ندانستیم او، "او" نیست...
خطای ما این بود که گمان بردیم غایب را نمی توان مخاطب داشت...
خطای ما این بود که او را نخواندیم...
خطای ما این بود که فقط از او خواندیم و هیچگاه تو را نخواندیم...
خطای ما این بود که نوشتیم او، ولی نخواندیم تو...
خطای ما این بود که باور نکردیم از خطای ما می گذرد...
پس
بنویس: او... بخوان: تو...
و یادت باشد، جز او نیست. نه من، نه تو...
خدا🤍
بزرگسالی ظاهراً همین چیز مزخرفیه؛ آگاهت میکنه، ولی قرار نیست نجاتت بده.
-جان درد
پیام ذخیره شده های تلگرامِ هرکس منبع خاطرات، وویس، عکس، فیلم ها و ..
از حدود ۳ سال پیشه
همه هم سنام هر روز و شب با ماشیناشون بیرونن
یعنی فقط منم که خونه رو ترجیح میدم؟
یعنی شماها خسته نمیشید؟
