uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

Kanalga Telegram’da o‘tish

من؟ شاید هیچ‌کاره، شاید هم نیم‌چه نویسنده. @Thecrrazyhearbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
6 562
Obunachilar
-9324 soatlar
+3 0947 kun
+2 43330 kun
Postlar arxiv
تو پیجِ اینستاش دنبال من نگرد، من یه آهنگ‌ام تو پلی‌لیستش، یه عکس‌ام تو گالریش، یه فکرم تو سرش، یه پُک ام از سیگارش، یه خنده‌م رو لباش، یه "هیچی" ام وقتی ازش می‌پرسن: به چی فکر می‌کنی؟، یه آخیش‌ام تو صداش، یه کلمه‌ام تو حرفاش.

واقعا؟ هفت‌تا ریکت؟

بسم‌الله.

زخم‌هام هنوز ترمیم نشدن، زانو هام درد می‌کنن، تپنده‌یِ سمتِ‌چپِ بدنم خسته‌ست، مغزم کلافی از درده که سَرِ این نخ‌ها گم‌شده. وجودم دنبالِ دلیل می‌گرده، برای گول‌زدنِ من، برای بخشیدنِ آرامش به من، برای ساکت‌کردنِ صداهایِ سرم. نفسم بویِ خاکستر می‌ده و دهنم مزه‌ی خرمالویِ‌گس. سرم بازارِ مسگر‌هاست و دلم آشوبِ قبلِ ویرانی. آرامشم یه آرامشِ ساختگی‌ئه، مثل آرامشی که یه کشتی‌ وسطِ دریای طوفانی داره. من معتادم. معتادِ مخدری به اسمِ اُمید که با سمِ اکسیژن ترکیب شده و مرگِ تدریجی بهم می‌ده. اما با تمومِ این‌ها، من هنوز این‌جام، هنوز ادامه می‌دم، با پاهای خسته، تنِ زخمی و بی‌جون.
.صاد.

زخم‌هام هنوز ترمیم نشدن، زانو هام درد می‌کنن، تپنده‌ی سمتِ‌چپِ بدنم خسته‌ست، مغزم کلافی از درده که سَرِ این نخ‌ها گم‌شده. وجودم دنبالِ دلیل می‌گرده، برای گول‌زدنِ من، برای بخشیدنِ آرامش به من، برای ساکت‌کردنِ صداهایِ سرم. نفسم بویِ خاکستر می‌ده و دهنم مزه‌ی خرمالویِ‌گس. سرم بازارِ مسگر‌هاست و دلم آشوبِ قبلِ ویرانی. آرامشم یه آرامشِ ساختگی‌ئه، مثل آرامشی که یه کشتی‌ وسطِ دریای طوفانی داره. من معتادم. معتادِ مخدری به اسمِ اُمید که با سمِ اکسیژن ترکیب شده و مرگِ تدریجی بهم می‌ده. اما با تمومِ این‌ها، من هنوز این‌جام، هنوز ادامه می‌دم، با پاهای خسته، تنِ زخمی و بی‌جون.

من از خودم می‌ترسم. از این‌که می‌تونم در عینِ‌حال که بهت لبخند می‌زنم، تو سرم نقشه‌ی قتلت رو بکشم. می‌تونم در عین این‌که باهات خوب رفتار می‌کنم، ازت متنفر باشم. می‌تونم ساعت‌ها به نصیحت‌هات گوش بدم و تهش کارِ خودم رو انجام بدم. می‌تونم چندین تا موضوعی که حتی کوچیک‌ترین ربطی بهم ندارن رو تو سرم هندل کنم، می‌تونم جوری جلوت نقش بازی کنم که به وجودت شک کنی. و در نهایت می‌تونم شخصیتی از خودم نشونت بدم که انتظارش رو نداشتی.

تو شورِ شعورِ غرورِ حضورِ عمیقِ باوری. تو به شکلی عجیب و غریبانه در مسلخِ من یاوری. تو به اندازه ی بودن منی، تو حس ناب شعر خواندنی. تو توانایی ساده بودنی، تو دلیل محکم خوب مردنی.

بسم‌الله.😂🙂

چالش نامه بذارم؟

https://t.me/TheCrrazyWritter/11018 نگو اینطورییی کسی رو ندیدم انقد قشنگ بنویسه به غیر از چالش یا چالش فوق‌العاده ای دختر ❤️✨😭

نامه‌هام خوب نیستن.

چرا چالش نامه نمیذاری؟

عوا. :)) مرسی استارز، مرسی ریکت. :)))

نگا تروخدا، فور کردن ریکت ندادن.

تو هم رفیقِ منی، هم خانواده‌ی منی، هم تراپیستِ منی، هم دلیلِ خنده‌هامی، هم آرامشِ منی، هم اون نوری هستی که خودش رو از لا‌به‌لای سنگای سفت بهت می‌رسونه. شاید بعضی‌وقت‌ها نه حالِ من خوب باشه، نه حالِ تو اما می‌خوام بدونی من همیشه برای تو جا دارم. همیشه برات زمان دارم، همیشه واست دوتا گوشِ شنوا دارم. می‌خوای گریه کنی؟ من هستم. ناراحتی؟ من هستم. حالت بده؟ من هستم. پریشون و آشفته‌ای؟ من هستم. غصه نخوریاا. در هر صورت، تو همیشه من رو پیشِ خودت داری.

هر وقت از یه مکانی با ارتفاعِ‌زیاد می‌گذرم، یه‌صدایی بهم می‌گه: اون پایینُ نگاه نکن، safe‌ئه، بپر.