اینجادیوانهایمینویسد!
Kanalga Telegram’da o‘tish
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
6 539
Obunachilar
-9324 soatlar
+3 0947 kun
+2 43330 kun
Postlar arxiv
این پیام رو فور کنید، طبق وایب چنلتون بگم تهِ ذهنتون از چی خیلی میترسین.
ظرفیت: دهتا.
من شدیدا با دختر بودنم حال میکنم. با اینکه واسه قرینهشدنِ خطِ چشمم ساعتها مشغول باشم، با اینکه درگیرِ ستکردن لباسهام باشم، با اینکه وقتی لاک میزنم، یه گوشه بشینم و منتظر خشکشدنش بمونم، با اینکه به کوچیکترین چیزها حتی اونایی که بیارزشن، اهمیت بدم. با اینکه با کل دنیا بجنگم اما در عینِحال دلم بخواد تو جمع باشم، با اینکه از خودم متنفر باشم اما باز آرایش کنم. با اینکه به کوچیکترین جزئیات اهمیت بدم.
چطوری نمیشه از کسی انتظار نداشت؟ اصلا چرا نباید انتظار نداشت؟ آره، من ازت انتظار دارم. چون شبیه بقیه باهات رفتار نکردم، چون تو زندگیم یهجایگاهِ خاص بهت دادم، چون بهت اهمیت دادم. معلومه که ازت انتظار دارم.
عزیزم، من دارم سعی میکنم زیرِ حجمِ فشاری که رومه، از بین نرم. اگه یهروز دیگه ازم خبری نشد، فراموشم نکنی.
Repost from N/a
من ضد اجتماعی نیستم؛
فقط شما میخواید چرت و پرت بگید و من حوصله ندارم.
از شهریورِ عزیز ممنونم که انقدر سریع داره میگذره تا برسیم به پادشاهِ فصلها.
گذروندنِ دورهای که میدونی توش غرقِ احساسِ منفیای، ثابت میکنه تو یه قهرمانی. قهرمانها، همیشه نیاز به شنل ندارن، گاهی همونهاییان که میدونن شرایط مضحک و دوستنداشتنیئه، اما باز هم ادامه میدن.
