اینجادیوانهایمینویسد!
Kanalga Telegram’da o‘tish
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
6 871
Obunachilar
-7624 soatlar
+3 1667 kun
+2 69030 kun
Postlar arxiv
سومین زنگِ شنبههامون خالی بود، اونجا میرفتیم حیاط، خوراکی میخوردیم. :))
ازم سوال بپرسین، با آره یا نه جواب بدم، دوستداشتین آهنگ هم بفرستین.
کاملا ناشناس.
بفرمایید.
بعد از مدتها صبح زود پاشدم، زیر کتری رو روشن کردم، از تماشای بخار آب در نور ملایم اول صبح، لذت بردم و چایی دم کردم. چایی تازه سرختر از چای موندهای بود که ظهرها گیرم میاومد. بعد، رفتم بیرون و جزئیات بیاهمیت کوچه و خیابانها در نظرم شگفتانگیز بود. در ادامه روز، خوب گذشت اما نه چندان جالب.
به شدت از زندگی ناامیدم
همه امید و توانم جمع کردم برای آخرین چیزی که میخوام
دعا کنید بشه الان همین تنها معنی زندگیمه فقط !
