࣪˖ 𝐃𝗋𝗈𝗐𝗇𝗂𝗇𝗀 ࣪˖
Kanalga Telegram’da o‘tish
┊𝐓𝗁𝖾 𝐊𝗂𝗇𝗀 𝗈𝖿 𝐆𝗋𝖾𝖾𝗇 𝐄𝗒𝖾𝗌 ˚⋆ ᴛᴀʟᴋ ᴛᴏ ᴅᴇᴀɴ(ᴢᴇᴇ) @Zizidrowbigbrother_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
230
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
Repost from 槊L,
+1
❾¾ ͛ @Drowningpast ‘ 🦁
𝐀𝐥𝐥 𝐞𝐲𝐞𝐬 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐨𝐧 𝐲𝐨𝐮. 𝐘𝐨𝐮… 𝐘𝐨𝐮 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐚𝐆𝐫𝐲𝐟𝐟𝐢𝐧𝐝𝐨𝐫
𝐓𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐦𝐞𝐧𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐒𝐨𝐫𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐇𝐚𝐭 𝐚𝐧𝐧𝐨𝐮𝐧𝐜𝐞𝐝 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐡𝐨𝐮𝐬𝐞, 𝐚𝐩𝐩𝐥𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐞𝐫𝐮𝐩𝐭𝐞𝐝 𝐭𝐡𝐫𝐨𝐮𝐠𝐡𝐨𝐮𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐆𝐫𝐞𝐚𝐭 𝐇𝐚𝐥𝐥—𝐬𝐨𝐦𝐞 𝐜𝐥𝐚𝐩𝐩𝐢𝐧𝐠 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐩𝐫𝐢𝐝𝐞, 𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫𝐬 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐞𝐧𝐯𝐲. ———— من برایت میجنگم چون ان زمان کسی نبود برای من بجنگد ———— ⚡︎ 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 : 𝐆𝐫𝐲𝐟𝐟𝐢𝐧𝐝𝐨𝐫 ⚡︎ 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗈𝗈𝗆𝗆𝖺𝗍𝖾 : 1 - 2 - 3 ⚡︎ 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝗐𝖺𝗇𝖽 : ﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
و توضیح میده که پدرش حدود ۶ فوت و ۲۰۰ پوند بوده، اما بلافاصله اضافه میکنه که پدرش هیچوقت جنسنو تو موقعیتی قرار نداده بود که احساس کنه باید در برابرش بایسته از نظر جنسن، پدرش آدم خوبی بود و رابطشون هم خوب بوده.
بعد دربارهی انتخاب کمربند شوخی میکنن. مایکل میگه خودش شاید یک کمربند باریک انتخاب میکرده، و جنسن توضیح میده که خودش کمربند پهن و ضخیمو ترجیح میداده چون کمربند باریک بیشتر حالت شلاقی داره:)))
در ادامه ی مصاحبه مایکل روزنبام از جنسن میپرسه آیا پدرش وقتی بچه بوده تنبیه بدنیش میکرد یا نه. جنسن تأیید میکنه و گفتوگو تقریباً اینطور پیش میره:
Michael: «Did your dad ever give you a smack in the ass? … Like a Texas dad?»
جنسن جواب میده:
«Yeah, yeah. … Go get my belt. Go pick out a belt.»
تو مصاحبهی «Inside of You with Michael Rosenbaum» با جنسن
این قسمتش حدود سال ۲۰۱۹ منتشر شده. اولای حرفاشون دربارهی یکی از ماجرا های نوجوونیه جنسنه که خودشو دوستش با تفنگهای paintball در محله میچرخیدن، پلیسا بازداشتشون میکنن دستبند میزنن بهشونو در نهایت پدرش میاد دنبالش.
اما یه خاطره از دوران کودکیش قرار نیست تموم هویت یه انسان بالغ رو تعریف کنه.
جنسن دیگه یک کودک نیست.
مردیه که سالها کار کرده، نقشهای متعددی ساخته، کارگردانی کرده، تهیهکنندگی کرده، صداپیشگی کرده، پروژههای جدید راه انداخته و یک میراث حرفهای قابلتوجه برای خودش ساخته. ( چیزی که همیشه میخواست داشته باشه رو داره یه خونواده ی قوی و محکم دنیل و سه تا جوجه های شیرین و دوست داشتنیش:))
پس آره دربارهی بچگیای جنسن، خانوادهاش، تربیتش و خاطراتی که خودش از گذشته تعریف کرده میشه بحث کرد. اگر چیزی ناراحتکننده یا بحثبرانگیزه طبیعیه که آدمها دربارهش احساسات مختلفی داشته باشن.
و اگر بخواهیم از سپن حرف بزنیم، نمیشه تأثیرشو فقط با تعداد قسمتها اندازه گرفت.
این سریال سالها دووم اورد تو کشورهای مختلف طرفدار پیدا کرد و نسلهای مختلفی از مخاطبا رو با خودش همراه کرد. رابطهی دین و سم به یکی از شناختهشدهترین روابط برادرانه در تلویزیون تبدیل شد و بخش بزرگی از این ارتباط به شیمی فوقالعادهی جنسنو جرد مربوط بود.
اینم بخش دیگه ای از مسیر حرفهایشه که بعضی وقتا بین اون صحبت های ناراحت کننده فراموش میشه جنسن فقط بازیگر نیست اخیرا بهعنوان تهیهکننده و یکی از افراد فعال در توسعه پروژهها هم حضور داشته.(دردش تو سر هیترا)
جنسن علاوه بر بازیگری، پشت دوربین هم رفت. بچم تو سوپرنچرال چند قسمتو خودش کارگردانی کرد و تجربهش رو فراتر از بازی جلوی دوربین برد. یعنی فقط به اینکه بقیه واسش نقش بنویسن و اون نقشو بازی کنه اکتفا نکرد؛ خودشم وارد فرآیند ساختن داستان شد.
بعدتر هم با بانو دنی وارد فعالیتهای تولیدی شد و با Chaos Machine Productions پروژههای مختلفی رو توسعه دادن.
بعد از سوپرنچرال وارد پروژههایی مثل The Boys شد و نقش سولجربوی رو بازی کرد حتی بو آرلن و مارک میچم عزیزم ؛ سولجربوی نقشی کاملاً متفاوت از دین وینچستر کبیر بود. جایی که لازم بود شخصیتی خشنتر، مغرورتر، پیچیدهتر و گاهی واقعاً نفرتانگیز رو به تصویر بکشه. این تغییر برای یه بازیگر اهمیت داره، چون نشان میده موفقیتش فقط به خاطر یک شخصیت محبوب نبوده؛ بلکه توانایی ساختن شخصیتهای متفاوتو هم داره.
۱۵ فصل صدها قسمت سالها فیلمبرداری ساعتهای طولانی کار و یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون ژانر فانتزی و ماورایی. جنسن فقط دین وینچستر کبیرو بازی نکرد؛ شخصیتی ساخت که برای بخش بزرگی از مخاطبا تبدیل به یک شخصیت مو ندگار شد. طنز، خشم، ترس، عشق، آسیبپذیری، وفاداری و اون لایههای پنهانی که زیر ظاهر شوخ و بیخیال دین وجود داشت، همه با بازیش جون گرفتن.
و مهمتر از همه، جنسن تونست در طول سالها نشان بده که فقط به یک نقش وابسته نیست.
