𝗩𝗜𝗼𝗻𝗲𝗜𝗖𝗘🌑
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟎𝟒/𝟎𝟔🖤 • • • • 𓆩♡𓆪 خاطراتی که هنوز درد میکنن
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
442
Obunachilar
-1424 soatlar
-1997 kun
-78430 kun
Postlar arxiv
440
دلم میخواست این تابستون بریز و بپاش راه بندازم، ولی تنها چیزی که پاشیده شد، روانِ من بود.
440
و مهم نیست واژهها چقدر زیبا به گوش برسند، رفتار همیشه نشان میدهد که تو در زندگی کسی، واقعا چه جایگاهی داری.
440
رقابتی وجود نداره. با نهایت احترام تو نمیتونی من باش، و با نهایت بیاحترامی من هرگز نمیخوام تو باشم.
440
دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.🫴🏼
440
من اعتقادی به انتقام ندارم چون آدمهایی که دلشون تاریکه، دیر یا زود با دست خودشون زندگیشون رو نابود میکنن.
440
ممکن است به خاک تبدیل شوم اما هرگز به تو برنمیگردم، تا آخرین نفسم به یاد خواهم داشت که چگونه برایم ارزش قائل نبودی
440
من همیشه بودم، حتى وقتی بریده بودم، دلخور بودم، حتى وقتی حالشو نداشتم، من همیشه بودم، من دلم نیومد بیپناهیِ آدما رو پناه نباشم، دلم نیومد یهو بِبُرم برم، دلم نیومد یهو رها کنم، من همیشه بودم، همیشه بودم واسه اونایی که الان نیستن.
440
مزاحم شو، روزت رو تعریف کن، غر بزن صدتا پیام بده، من واقعا زندگیت رو دوست دارم و همینطور نوتیفیکیشنهات رو.
