تکآپوی ذهن
Kanalga Telegram’da o‘tish
کهکشانها از دور آراماند؛ نزدیکتر که شوی، همهچیز در حال بلعیدنِ چیز دیگریست.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 964
Obunachilar
-3524 soatlar
+37 kun
+47630 kun
Postlar arxiv
1 943
شمارو نمیدونم ولی من اگه برگردم عقب،
هر متن بلندی که برای کسی فرستاده بودم یا توضیحی داده بودم رو پاک میکنم و به جاش مینویسم «باشه»؛ هیچ چیز و هیچ کسی ارزشش رو نداشت..
1 943
بهانه نیست،
اما به جان تو که عزیزتر از جانمی
امشب یک بخـش از دلم
عجیب پیچیده به دلتنگی
1 943
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی دردِ قشنگیست که جریان دارد
زندگی دردِ قشنگیست به جز شبهایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
تکهای ابر در این چشم نگه داشتهام
که به هنگام تماشایِ تو باران دارد
شیخ من هردو طلبکار بهشتیم، ولی
من به تو او به نماز خودش ایمان دارد
1 943
شاید براتون سوال باشه که چرا محتوای چنل هیچ ارتباطی به هم ندارن
باید بگم که...
اینجا ازدحام ذهنه
اینجا؛
هیچ احساسی تبعید نمیشود؛
عشق کنار نفرت،
ایمان همقدم تردید،
آرامش همآغوش دیوانگی،
و لبخند،
همسایهی گریه است.
