𝐌𝐲 𝐌𝐞𝐦𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
402
Obunachilar
+1024 soatlar
+977 kun
+18430 kun
Postlar arxiv
401
Repost from N/a
زمان گذشت ولی نه ۹۸ فراموش شد نه ۴۰۱ نه ۴۰۴.
نه صدای نوید فراموش شد، نه لبخند ژینا، نه چشمای نیکا، نه رقص خدانور، نه مشت مادر پژمان، نه صورت طاها، نه خنده یلدا، نه فریاد مادر آیدا، نه آرزوی علی، نه نگاه مهرداد، نه اسم سالار، نه لباس سفید حنانه، نه گیتار محمدرضا، نه قد دو متری سامان، نه رنگین کمان کیان، نه بغض شروین، قرار نیست فراموش بشن، قرار نیست کمرنگ بشن.
401
وقتی اون میگفت بلدی مثل مامانم غذا درست کنی ؟
من فقط بلد بودم مث باباش بخوابونم تو گوشش🙂↕️
401
بعدا؟!
نوچ نوچ نوچ
بعدا خانومی خاطرخواه داره، یه صورت ماه داره(البته از اول داشته)
بدست اوردن دلشم سخت شده
بعدا؟!
بعدا خآنومی جیششو نگه نمیداره تا باتو یه دقیقه بیشتر حرف بزنه.
بعدا؟!
بعدا خانومی دیگه آهنگاشو قطع نمیکنه ک ویس تو رو گوش بده.
بعدا؟!
بعدا خآنمی پیر میشه
بعدا خآنومی ذوقاش کور میشه...
