یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
Kanalga Telegram’da o‘tish
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
Ko'proq ko'rsatish1 100
Obunachilar
+324 soatlar
+1177 kun
+27130 kun
Postlar arxiv
https://t.me/SaraKdrama1/13157?single
پس قراره اون آنیو گفتن جونگیو جبران بشه🥹
خیلی دوست دارم بدونم چی میشه که اینا اینجوریه گریه میکردن😭
دختره مهندس کامیپوتره، خیلی پولدار نه ولی مرفهه میخواد کارگردان بشه، شبا برا دل خودش فیلم و ولاگمیسازه و اتفاقی با یه پسر که فیلمبرداری و تدوین میخونه آشنا میشه ( دوهیون ) ک متوسطه نه بدبخت، خیلی شیرینه و با دختره صمیمی میشه😭🤣 یه تهیه کننده ۳۰ ساله مرد هم هست به اسم تهجون که بعدا کم کم عاشق دختره میشه
دختره رو کیمجیوون بازی میکنه ۲۱ ساله
پسره دو هیون هم چائه جونگ هیوپ بازی میکنه
ته جون رو هم یو یون سوک!!!!!!
ببین یکی گفت استعداد عالی ای که داره جونگ یو شاید به هیون سو رفته و این ها
از اونورم چون عشق اولش مامان پی او بوده ممکنه بابا هیون سو باشه
دوستان من لفت تارا بیا لفتت
اینم مال من با تاخیر چون دیشب چت جپتم کار نمیکرد😔
«بهارِ دوبارهی من» دربارهی دختریه که از بچگی رویای بازیگری داشته، اما بعد از تغییر دوستها و اتفاقات سخت، کمکم خودش و رویایش رو گم میکنه.
تا اینکه برای اجرای مدرسه دوباره روی صحنه میره و همزمان با تمرینهای بازیگری و نواختن پیانو، کمکم یاد میگیره که تنهایی به معنی بیکس بودن نیست و لازم نیست برای قوی بودن احساساتش رو پنهان کنه.
در نهایت، پیانو تبدیل میشه به نماد زندگی جدیدش:
هر بار که یک نت اشتباه میزنه، میتونه از همونجا آهنگ رو دوباره شروع کنه.
اینم داستانش
میشه منم بازی
خلاصه داستانش:
دختری که هنوز در جستوجوی مسیر خودش است، در یکی از معمولیترین روزهای زندگیاش با پسری آشنا میشود که انگار بیشتر از آنچه میگوید، حرف برای گفتن دارد.
رابطهای که ابتدا با چند برخورد ساده و اتفاقهای کوچک شکل میگیرد، کمکم هر دوی آنها را با ترسها، رویاها و انتخابهایشان روبهرو میکند.
در میان روزهای شلوغ، غروبهای سئول، درس خواندنها، خندههای بیدلیل و لحظههایی که هیچکدام نمیدانند باید چه اسمی رویشان بگذارند، هر دو یاد میگیرند که بعضی آدمها قرار نیست تمام زندگیات باشند؛ گاهی فقط میآیند تا یک فصل از زندگیات را تغییر دهند.
و شاید، زیباترین فصل زندگیشان همان فصلی باشد که با هم گذراندند.
اینقدر باهاش درباره سفرم به سوی تو، داستان عارفان و نقاب سایه ها حرف زدم (چینی هستن) که ماشالله همه قیمه ها و قورمه ها رو ریخت تو ماست😭
دوستان چند بار فرستادن اتفاقا
امیدوارم همین باعث بشه یادشون بیاد میتونن این دوتا رو کاپل کنن🤏🏻
اینو به تارا نشون بدیننن
تارااا، بیا از این به بعد نامجون و یون جونگ شیپ کنیمم
ای وای امیدوارم مردم جنوب همه سلامت باشن و دوباره حضوری بشه کلاسا :"(
