℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)
Kanalga Telegram’da o‘tish
✿ ིུ ☕️ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝗇𝖺𝗋 𝗏𝖺𝗅𝗅𝖾𝗒𝗌 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗆𝗂𝗇𝖽. ᯓ چـنل مـحافـظ و لیـست نوشـتههـا : @thaifictionguide
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
-524 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+830 kun
Postlar arxiv
و بچهها صادقانه من نمیتونم دیگه جلوی رها رو برای اینکه اینجا رو دیلیت نکنه و مارون رو پاک نکنه بگیرم. یعنی نمیدونم این چندمین دفعهست که در رابطه با این موضوع با رها صحبت میکنیم اما اینبار طرفش رو گرفتم و گفتم اوکی دیگه جدی ارزش زمان و انرژی تو رو نداره.
میدونید چرا نویسندههای فیکشن باید نظر بگیرن و ریدرها به عبارتی وظیفه دارن بهشون نظر بدن؟ وظیفه نه به این شکل که حالت اجبار داشته باشه، شبیه به مثلا جبران کردن چیزی برای کسی. هرکسی وقتی کاری رو انجام میده، در قبالش یک چیزی دریافت میکنه دیگه؟ هیچچیز مجانی نیست واقعا. بازیگرهای تئاتر بلیطهاشون رو میفروشن. خوانندهها به شهرت میرسن. نویسندهها کتابهاشون رو میفروشن. در ازای زحمت و زمان زیادی که پای کارشون میذارن، یک سودی بهشون میرسه بالاخره. نویسندههای فیکشن هم زیاد فرقی ندارن؛ چیزی که بهشون کمک میکنه تسلیم نشن، انرژی و نظرات شماست. وقتی یک نویسنده داره برای شما وقت میذاره و تلاش میکنه برای چند لحظه هم که شده از زندگی سخت این روزها فاصله بگیرید، کمترین کاری که میتونید در قبالش انجام بدید اینه که خودتون رو نشون بدید و بگید کارش رو دنبال میکنید و نظراتتون رو ازش دریغ نکنید. رابطه بین ریدر و نویسنده دوطرفهست، مثل تمام روابط دیگه؟ اگر کسی مدام توی زندگی بهتون عشق بده برای مثال و هیچ عشقی در مقابل دریافت نکنه، یک جایی بالاخره خسته میشه و میره. وقتی کسی داره از ته وجودش براتون مینویسه و واکنشی از سمت شما نمیگیره، نهایتا یک جایی تسلیم میشه و دیگه به نوشتن ادامه نمیده. میدونید؟
میشه از اینجا یک دور اسکرول کنید تا پایین، که سین پروموتها فریز نشه و سین بخورن؟ :( 💞
