uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

-𝑷𝒂𝒓𝒂𝒏𝒐𝒊𝒂

-𝑷𝒂𝒓𝒂𝒏𝒐𝒊𝒂

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝐋ink : t.me/paraanoiiaaa

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 169
Obunachilar
-824 soatlar
-497 kun
-31530 kun
Postlar arxiv
منم دوست دارم تو یه رابطه متعهد باشم ولی این نسل کلا دلش یا برای اکسش تنگ شده،یا بهت خیانت میکنه،یا فعلا آماده رابطه نیست،یا بازیت میده سرگرم شه.

اون عاشق نبود ، فقط بازی با کلمات رو بلد بود.

هروقت دلت گرفت فراموش نکن که منو داری شاید کامل نباشم «اما همیشه کنارت می‌مونم»

یکی باید عذاب بکشه، تا اون یکی از زندگیش لذت ببره. اونی که هميشه عذاب می‌کشه منم؛ هیچوقت اون یکی نبودم.

زندگیه دیگه، هربار یه تیکه از قلبت کنده میشه ولی باید ادامه بدی.

من خیلی آدم «چرا لحن امروزش فرق می‌كرد، پس یه چیزی شده» اى هستم.

یه مدل غصه هم هست که دیگه بابتش گریه نمی‌کنی؛ فقط یادش می‌افتی و نفست سنگین می‌شه.

امروز 27 September, روز‌جهانی شیرکاکائوعه.

امروز، روز سرباز است این روز را به تمام پسرهایی تبریک می‌گوییم که در اوج جوانی، ناچارند دو سال از زندگی خود را دور از خانه و خانواده و در سخت‌ترین شرایط سپری کنند. انرژی مثبت ما برای شما 🫡 روزتان مبارک

چیه مثلا فک کردی بغلم کنی گول میخورم؟ درسته گول میخورم.

ببخشید که انقدر بهت اهمیت میدادم، ایشالا یکیو پیدا کنی که سالی یه بار یادش بیوفته وجود داری.

هرچقد دایره افراد شما کوچیک تر باشه با مزخرفات کمتری سروکار خواهید داشت.

تراپی؟ نه ممنون اونو داشته باشم حالم خوب میشه.

در " نمیدونم چمه " ترین حالت ممکنم.

دورتو دیدم چخبره، دیگه غصتو نخوردم.

کلمه‌‌ی “باز چته” از حرف زدن پشیمونم میکنه.

بعد از دیدنش طوری بهش لبخند زدم که انگار هیچوقت واسش اشک نریخته بودم.

تايپم اونيه که حتی موقع بحث و دعوا وقتی اسمشو صدا میزنم بازم با “جانم” جوابمو بده.

ما آدم‌ها تا وقتی زنده‌ایم از هم بی‌خبریم، نمی‌دانیم چه‌کسی کجا مانده و چطور زندگی می‌کند؛ گاهی روزِ تولدِ عزیزان‌مان را هم فراموش می‌کنیم. اما کافی‌ست یکی از دنیا برود از او اسطوره می‌سازیم، بُتش می‌کنیم و به روحی قسم می‌خوریم که وقتی جان داشت از حالش بی‌خبر بودیم. سرِ مزارش گل می‌ریزیم؛ گل‌هایی که دیر رسیدند، دیر به اندازۀ یک عمر. تلخیِ ماجرا اینجاست که تمامِ هویتش را روی سنگ ‌قبرش حک می‌کنیم، همان کسی که تا دیروز فراموش‌شده‌ترین آدمِ زندگی‌مان بود.

من امن ترین و قشنگ ترین خونه ای بودم که میتونستی داشته باشی، ولی تو آوارگیو ترجیح دادی.