uz
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Kanalga Telegram’da o‘tish

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 127
Obunachilar
+724 soatlar
+317 kun
+21130 kun
Postlar arxiv
قصه‌ی یک موزیک‌ویدئو | وقتی کتاب، داستانِ صاحبش را می‌نویسد در موزیک‌ویدئوی Bachelorette از بیورک، زنی در دل طبیعت کتابی با عنوان «داستان من» پیدا می‌کند. او متوجه می‌شود کتاب، اتفاقات زندگی خودش را روایت کرده است؛ از کودکی تا روزی که کتاب را پیدا می‌کند. زن این کتاب را نزد یک ناشر می‌برد، کتاب منتشر می‌شود و به موفقیتی بزرگ می‌رسد. اما وقتی داستان زندگی او تبدیل به نمایش می‌شود، مرز میان واقعیت و خیال، زندگی و اجرا، کم‌کم از بین می‌رود. این ویدئو به کارگردانی میشل گوندری، شبیه یک رمان تصویری ساخته شده است؛ با دکورهای تئاتری تو در تو، صحنه‌هایی که در دل صحنه‌های دیگر تکرار می‌شوند، تغییر اندازه‌ی فضاها و بازی با مفهوم کتابی که خودش تبدیل به خالق داستان می‌شود. «Bachelorette» یک ماجرای واقعی نیست؛ قصه‌ای سوررئال درباره‌ی قدرت روایت است؛ درباره‌ی کتاب‌هایی که فقط داستانی درباره‌ی ما نمی‌گویند، بلکه گاهی ما را وادار می‌کنند داستان خودمان را دوباره بخوانیم. شاید هر کتاب‌فروشی جایی باشد برای پیدا کردن چنین کتاب‌هایی؛ کتاب‌هایی که منتظرند زندگی کسی را تغییر دهند.

معرفی کتاب | راهنمای مردن با گیاهان دارویی بعضی کتاب‌ها قصه‌ی زندگی‌اند، بعضی قصه‌ی مرگ؛ اما «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» هر دو را هم‌زمان روایت می‌کند. این رمان را عطیه عطارزاده نوشته است. راوی داستان دختری نابیناست که از بدو تولد نابینا نبوده؛ اما یک لحظه غفلت، مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داده است. او و مادرش می‌کوشند با تکیه بر حواس دیگر، جهان تازه‌ای را «فتح» کنند. روایت، از دلِ پذیرش این زندگی آغاز می‌شود، اما با حضور دختر در یک جمع خانوادگی، همه‌چیز رنگ دیگری می‌گیرد و داستان وارد مسیری غیرمنتظره می‌شود. در نسخهٔ صوتی این رمان، نگار جواهریان با اجرای دقیق و لحن آرام خود، فضای شاعرانه و عاطفی اثر را جان بخشیده و تجربه‌ای متفاوت از شنیدن این داستان خلق کرده است. گاهی بعضی کتاب‌ها را باید خواند؛ و بعضی دیگر را باید شنید. «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از آن دسته کتاب‌هایی است که هر دو تجربه، ارزشمندند. نسخهٔ صوتی این اثر را در اپلیکیشن فیدیبو بشنوید. https://fidibo.com/book/105349-کتاب-صوتی-راهنمای-مردن-با-گیاهان-دارویی

قصه‌ی یک کتاب‌فروشی | شکسپیر و شرکا سال ۱۹۱۹، سیلویا بیچ در پاریس کتاب‌فروشی کوچکی به نام Shakespeare and Company افتتاح کرد؛
قصه‌ی یک کتاب‌فروشی | شکسپیر و شرکا سال ۱۹۱۹، سیلویا بیچ در پاریس کتاب‌فروشی کوچکی به نام Shakespeare and Company افتتاح کرد؛ جایی که بعدها پاتوق نویسندگانی چون جیمز جویس و ارنست همینگوی شد. وقتی هیچ ناشری حاضر نبود رمان اولیس جویس را منتشر کند، سیلویا خودش نخستین چاپ آن را منتشر کرد. با اشغال پاریس در جنگ جهانی دوم، کتاب‌فروشی بسته شد و دیگر هرگز باز نشد. سال ۱۹۵۱، جورج ویتمن چند خیابان آن‌طرف‌تر کتاب‌فروشی خودش را افتتاح کرد. او در سال ۱۹۶۴، برای زنده نگه داشتن یاد سیلویا بیچ، نام آن را به Shakespeare and Company تغییر داد. اما راز شهرت این کتاب‌فروشی فقط کتاب‌هایش نبود. ویتمن اتاق‌هایی را رایگان در اختیار نویسندگان و کتاب‌دوستان می‌گذاشت؛ به شرط آنکه کتاب بخوانند، در کتاب‌فروشی کمک کنند و یک صفحه از زندگی‌شان را برای آرشیو بنویسند. شاید بهترین کتاب‌فروشی‌های دنیا فقط کتاب نمی‌فروشند؛ آن‌ها داستان خلق می‌کنند.

موجود شدند…
موجود شدند…

بعضی آثار، آن‌قدر ریشه‌دارند که با تغییر زبان، ساز یا جغرافیا، هویتشان را از دست نمی‌دهند؛ فقط روایت تازه‌ای پیدا می‌کنند. «Nothing Else Matters» از متالیکا، که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد، یکی از شناخته‌شده‌ترین ترانه‌های این گروه است. ترانه‌ای درباره‌ی اعتماد، وفاداری و بی‌اهمیت بودن فاصله‌ها و قضاوت دیگران، وقتی پیوندی عمیق میان دو انسان وجود دارد. در این اجرا، گروه اوکراینی B&B Project آن را با باندورا، ساز ملی اوکراین، و آکاردئون بازآفرینی کرده‌اند. نتیجه، فقط یک کاور نیست؛ گویی این ترانه در فرهنگی دیگر، زندگی تازه‌ای پیدا کرده است. داستان‌ها، وقتی ترجمه می‌شوند، لباسشان عوض می‌شود، اما اگر جانِ اثر زنده باشد، احساسی که خالق آن سعی در انتقالش داشته، هنوز «همان» ‌است؛ فقط با زبان یا لهجه‌ای دیگر…

دکتر ژاله آموزگار، پژوهشگر برجستهٔ فرهنگ و زبان‌های ایران باستان، استاد دانشگاه تهران و دانش‌آموختهٔ دانشگاه سوربن فرانسه است. او بیش از پنج دهه از مهم‌ترین چهره‌های ایران‌شناسی و اسطوره‌شناسی ایران بوده و آثار ارزشمندی دربارهٔ زبان پهلوی، اسطوره‌های ایرانی و تاریخ فرهنگ ایران نوشته و ترجمه کرده است. در این ویدئو، ژاله آموزگار از اهمیت کتاب‌خواندن و به‌ویژه خواندن رمان می‌گوید؛ اینکه رمان‌خواندن نقشی مهم در شکل‌گیری انسان دارد و کتاب، چیزی فراتر از وسیله‌ای برای گذراندن وقت است.

گاهی پشت هر شاهکار، چند صفحه‌ی ساده‌ی پر از ‌خط‌خوردگی، تردید و خطوطِ ناتمام پنهان است. این‌ها صفحاتی از دفترهای شخصی و یادداشت‌های روزانه‌ی چند نویسنده و هنرمندند؛ جایی که ایده‌ها هنوز خام‌اند، جمله‌ها نیمه‌کاره‌اند، بعضی خط خورده‌اند و بعضی بعدها به بخشی از اثری ماندگار تبدیل شده‌اند.

در سال ۱۹۵۹، ژاک برل یکی از مشهورترین ترانه‌های تاریخ زبان فرانسوی‌ را نوشت: Ne me quitte pas. بیشتر مردم فکر می‌کنند این ترانه فقط یک عاشقانه‌ی غمگین است، اما پشت آن یک شکست واقعی پنهان شده است. ژاک برل سال‌ها با زنی به نام سوزان گابریلو رابطه داشت. وقتی آن رابطه به پایان رسید، او بارها تلاش کرد سوزان را برگرداند، اما موفق نشد. گفته می‌شود «Ne me quitte pas» حاصل همان روزهای فروپاشی است؛ اعتراف مردی که حاضر است غرورش را زیر پا بگذارد و فقط یک جمله بگوید: «ترکم نکن…» سال‌ها بعد، خود برل جمله‌ای گفت که نگاه مردم به این ترانه را عوض کرد: «این یک ترانه‌ی عاشقانه نیست؛ سرودِ حقارتِ یک مرد است.» شاید همین صداقت بی‌رحمانه باعث شد این ترانه به یکی از ماندگارترین آثار قرن بیستم تبدیل شود؛ ترانه‌ای که بعدها هنرمندان بزرگی چون نینا سیمون، استینگ و سلین دیون آن را بازخوانی کردند. اجرای زنده در سال ۱۹۶۶ (آرشیو ملی فرانسه) INA (Archive)⁠

موجود شدند…
+3
موجود شدند…

داستان یک عکس | تصویری که عکاسش هرگز از آن رها نشد بعضی عکس‌ها را باید مثل یک کتاب خواند: مارس ۱۹۹۳، جنوب سودان. کوین کارتر،
داستان یک عکس | تصویری که عکاسش هرگز از آن رها نشد بعضی عکس‌ها را باید مثل یک کتاب خواند: مارس ۱۹۹۳، جنوب سودان. کوین کارتر، عکاس اهل آفریقای جنوبی، تصویری ثبت کرد که بعدها به یکی از مشهورترین عکس‌های قرن بیستم تبدیل شد: کودکی نحیف و کرکسی که چند متر آن‌سوتر ایستاده بود. عکس در The New York Times منتشر شد و سال بعد جایزه پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. اما شهرت، آرامش نیاورد. مردم از سراسر دنیا فقط یک سؤال می‌پرسیدند: «بعد از گرفتن این عکس، برای آن کودک چه کردی؟» کارتر گفته بود کرکس را دور کرده، اما از سرنوشت کودک خبر نداشت. چند ماه پس از دریافت پولیتزر، او در ۳۳سالگی به زندگی خود پایان داد. در یادداشت آخرش نوشت: «خاطره کشتارها، اجساد، خشم، درد… و کودکان گرسنه و زخمی، رهایم نمی‌کند.» امروز، بیش از سی سال از ثبت آن عکس گذشته است؛ اما هنوز بحث بر سر آن ادامه دارد: آیا وظیفه عکاس فقط ثبت حقیقت است، یا تغییر دادن آن؟ منابع: Pulitzer Prize: https://www.pulitzer.org/winners/kevin-carter-free-lance-photographer TIME: https://time.com/archive/6725984/the-life-and-death-of-kevin-carter/

کتاب جمعه | شمارهٔ ۱۵ ۲۴ آبان ۱۳۵۸ «کتاب جمعه» یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین هفته‌نامه‌های فرهنگی و ادبی ایران است که از سال ۱۳۵۸ به سردبیری احمد شاملو منتشر می‌شد. این نشریه، با حضور بسیاری از برجسته‌ترین نویسندگان، شاعران، مترجمان و اندیشمندان زمان خود، به یکی از ماندگارترین نشریات تاریخ مطبوعات ایران تبدیل شد. شمارهٔ پانزدهم این هفته‌نامه، یکی از خواندنی‌ترین شماره‌های آن است؛ زیرا نمایشنامهٔ «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی در آن منتشر شده است؛ اثری که امروز از مهم‌ترین نمایشنامه‌های ادبیات معاصر فارسی به شمار می‌آید. در کنار آن، این شماره مجموعه‌ای از داستان، شعر، ترجمه، نقد و جستارهای ادبی، سیاسی و فرهنگی را نیز در بر دارد و تصویری ارزشمند از فضای فکری آن روزگار ارائه می‌دهد. از مطالعهٔ این شماره لذت ببرید.

بعضی ترانه‌ها مرز نمی‌شناسند. «ساری‌گلین» بیش از یک قرن است که میان مردم ایران، قفقاز و آناتولی زمزمه می‌شود؛ ترانه‌ای که هر سرزمین آن را از آنِ خود می‌داند، اما قصه‌اش یکی است: عشقی که مرز، سنت یا فاصله مانع رسیدن آن شده است. شاید راز ماندگاری «ساری‌گلین» همین باشد؛ ترانه‌ای که بیش از آنکه به یک سرزمین تعلق داشته باشد، به احساسی مشترک تعلق دارد: اندوهِ عشق‌های ناتمام. ترانه‌ای که نسل‌ها آن را خوانده‌اند و هنوز هم هر شنونده، روایت خودش را در آن پیدا می‌کند. ویدئویی که همراه این پست می‌بینید، اجرای «ساری‌گلین» با صدای خوانندگان و نوازندگانی از چند کشور است؛ اجرایی که شاید بهتر از هر توضیحی نشان می‌دهد چگونه یک ترانهٔ فولکلور، می‌تواند مرزها را پشت سر بگذارد و به زبانی مشترک برای انسان‌ها تبدیل شود.

photo content
+1

ترانه | لبخند بیشترِ ما ابراهیم منصفی را با شعرهای تلخ و تنهایی‌های عمیقش به یاد می‌آوریم؛ اما «لبخند» روی دیگر جهان اوست. ترانه‌ای به گویش هرمزگانی که از بهار، رفاقت و امید حرف می‌زند؛ از این‌که دست‌ها اگر در دست هم باشند، حتی بعد از طولانی‌ترین خزان هم می‌شود دوباره زندگی را آغاز کرد. «خزان زرد ایسالون نوبتی تمامن بهار از راه ارسیدن، زندگی چه جانن» شاید راز ماندگاری این ترانه همین باشد؛ اینکه امید را نه با شعار، بلکه با زبانی ساده و صمیمی می‌خواند. امیدی که از دل رنج گذشته و هنوز به آمدن بهار ایمان دارد. اگر «لبخند» را نشنیده‌اید، این چند دقیقه را به یکی از زیباترین ترانه‌های ابراهیم منصفی اختصاص دهید.

آذرباد | نسیم مرعشی «آذرباد» داستان زنی است که مهاجرت برایش فقط تغییر یک جغرافیا نیست؛ سفری است برای روبه‌رو شدن با گذشته، بازتعریف هویت و پیدا کردن صدای خودش در جهانی تازه. نسیم مرعشی با نثری روان و دقیق، از تنهایی، جابه‌جایی، بحران هویت و پیچیدگی روابط انسانی می‌گوید؛ روایتی که تجربه‌ی مهاجرت را از زاویه‌ای عاطفی و انسانی به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی شنیداری این اثر با روایت دلنشین مهسا حجازی منتشر شده است. لینک دریافت نسخه‌ی شنیداری از فیدیبو: https://fidibo.com/book/182031-آذرباد