مُبهَم...
Kanalga Telegram’da o‘tish
ماکیستیم؟! سائلآقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
221
Obunachilar
+1524 soatlar
-197 kun
-2930 kun
Postlar arxiv
218
دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگری است
خواب می بینم تو را،تعبیر چیز دیگری است
در خیابان بار ها می بینمت، از راه دور
پیشتر می آیم و تصویر چیز دیگری است
کوه بودم، دوریت کاه از وجودم ساخته
در قفس افتادن یک شیر چیز دیگری است
عاشقی طعم خوشی دارد ولی دور از فراق
با جدایی بی گمان تاثیر چیز دیگری است
حرف بسیار است اما فرق دارد شعر من
شرح حال یک جوان پیر چیز دیگری است
"فرزاد نظافتی"
218
میدانم اخر این راه ،رسیدن با تو نیست
سهم دل خسته من، لبخند فردای تو نیست
با این همه دل من هر شب سمت تو رفت
دل را چه کنم؟ عادت او عاشقیست
218
و من از دور به چشم تو قناعت کردم
بارها رفتم و برگشتم و عادت کردم
تا که از روی خودم روی بریدم دیدیم
پیشچشمهمهازچشمتوصحبتکردم
بار ها سخت نگاه تو مرا ریخت بهم
ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم...
"سیاوش شاطری"
218
آشفته تر از موی تو دنیای تباهم
عمریست تو را از همه سو چشم به راهم
پاییز شد و فصل زبان ریزی شاعر
لالم که تو را می نگرد چشم سیاهم
"عبدالرحیم عبدالکریمی"
218
خراب شد تصویرش
حتی اگر خدا فرستد
باران اسیدی برای تطهیرش
برف و پاکی برای تشبيهش
محمد و عیسی برای تضمینش
یا که شیطان را برای تقصیرش
تمام شد...
خراب شد تصویرش.
"هوشنگ فرزان"
218
به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است که گویند به دلی ره است دل را
دل من ز قصه خون شد دل او خبر ندارد
"وحشی بافقی"
218
گهی از دل ،گهی از دیده، گاه از جان تو را جویم
نمیدانم تو را ای یار هر جایی، کجا جویم
"صائب تبریزی"
218
من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد
دعای یک لب مستم که مستجاب نشد
من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد
به شکل اشک درآمد ولی گلاب نشد
"غلامرضا طریقی"
218
هرکجا نیست کسی آن طرف میز منم
خسته و غم زده باخویش گلاویز منم
هرچه افتاده کناری و نفهمیده کسی
هیچ کسم در پی آن نیست،همان چیز منم
خسته، خَلقی پی ما میل ترحم دارند
شوم ،شوریده،حزین،گریه یک ریز منم
هرکه در من وطنی داشته شدخانه خراب
شهر ویران شده از غارت چنگیز منم
"سجاد شهیدی"
