uz
Feedback
a girl called Mina

a girl called Mina

Yopiq kanal

دانشجوی ارشد سلول‌های بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂‍↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
227
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
پایان درسی امروز رو اعلام می‌کنم.😮‍💨🫠
+1
پایان درسی امروز رو اعلام می‌کنم.😮‍💨🫠

یه ویدیو تو اکسپلور دیدم و حالا آهنگش رفته تو مغزم و هی تکرار میشه: بیبی جون، کام‌آن لِتس تِیک عه چَنس بیبی جون، آی وانا سی یو دَنس💃🏻

خیلی اذیتم کننده و سخته ‌واقعا، امیدوارم هرچی که بهترینه برات اتفاق بی‌افته و حالت خوب باشه🩷

https://t.me/agirlcalledmina/674 نمیتونم خونه مستقل داشته باشم چون توانایی و حمایت مالی ندارم درس خوندن و یه شهر دیگه رفتن هم جواب نیست من لیسانس گرفتم و ارشدمم همینجا تهران باید بخونم تنها امیدم به خوابگاه گرفتنه

به‌به، موضوع موردعلاقه‌م*)))))

از یه جایی به بعد زندگی با خانواده واقعا سخت میشه و اینکه کاری هم از دستت برنیاد همه‌چیو سخت‌تر میکنه. نمیدونم، شاید بهترین و تنها راه مدارا کردن باشه؛ البته درکنار تلاش برای رهایی از وضعیت.

https://t.me/agirlcalledmina/672 دوسشون دارم ولی کنارشون بودنو نمیخوام بچه‌ام نیستم که فکرکنی تفکرات بچگانمه درک نمیشم و به رابطه خوب بقیه با مادرشون حسودی میکنم ذوقم مرده دستم به هیچ کاری نمیره همه‌ش میگم کاش میشد فقطططط بخوابم

چقدر وحشتناک!

مینا منم واقعا اعصابم خرابه هیچکس حرفمو نمیفهمه هیچکس نمیفهمه چقدر ظرفیتم پر شده واقعا خسته‌م از خانواده خیلییییی خسته‌م به جایی رسیدم که وقتی به مرگ و نبودنشون فکر میکنم، خوشحال میشم شاید باورش سخت باشه ولی واقعا تصور مردن و نبودنشونه که آرومم میکنه

اما خب تا امتحان نکنیم که نمی‌فهمیم می‌تونیم از پسش بربیایم یا نه، هوم؟
اما خب تا امتحان نکنیم که نمی‌فهمیم می‌تونیم از پسش بربیایم یا نه، هوم؟

احساس می‌کنم از پسش برنمیام. از پس ارشد، از پس امتحانا، از پس پروژه‌م. و این برام ترسناکه، خیلی خیلی ترسناک.

وای دقیقا منم یه جمله رو هزار بار میخونم

فکر کردم فقط واسه من اینجوریه..

منم به زور دارم میخونم تمرکز پایینه

خیلی انگار جو امروز سنگینه

برعکسِ دیروز که پر از انرژی بودم، امروز له‌ام. کمی کتاب خوندم + به زوووور ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه مقاله. این وسط گلوم هم نمیدونم چرا می‌سوزه و دیوونه‌م کرده.

چیزی که درد دارد این است که نزدیک مرگت به گذشته نگاه کنی و فقط بدی‌ها و فرصت‌های از دست رفته را ببینی، یا اینکه فکر کنی چه می‌شد اگر اینطوری نمی‌شد.
#از_کتابها

photo content

خونه🤍

Video xabar00:02