uz
Feedback
a girl called Mina

a girl called Mina

Kanalga Telegram’da o‘tish

دانشجوی ارشد سلول‌های بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂‍↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
210
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+77 kunlar
+730 kunlar
Postlar arxiv
سناریو محتمل اینه که بگن عالی بودی دختر

معلومه که میترکونی و از ارائه ت کیف میکنن🌸💖

تهش همینه دیگه نه؟ پس استرس جون یکم شل کن جون مادرت.

سناریو‌ شماره ۱: گند میزنم و میگن برو بیشتر تمرین کن دوباره بیا. سناریو شماره ۲: خیلی گند میزنم و میگن از کار کردن با شما معذوریم.

از دیشب هی دارم بدترین سناریوهایی که می‌تونه اتفاق بیوفته رو توی ذهنم مرور می‌کنم که اگه اتفاق افتاد کمتر شوکه بشم.

سلام از طرف کسی که از ساعت ۲ تا همین چند دقیقه پیش مشغول بوده و حالا داره از سردرد تلف میشه.

تمام اصلاحات فایل رو انجام دادم و بالاخره همین الان تموم شد! گردنم داره می‌شکنه، چشمام دارن کور می‌شن، یکی دو ساعتی استراحت می‌کنم و بعد میرم سراغ تمرین ارائه.

قربونت برم من*))) نمیدونی این پیام الان چقدر حس خوبی داد بهم*))) مرسی مامان جان، امیدوارم واقعا همینطور بشه🩷

مطمنم فردا پیام میدی که موفقیت آمیز بوده و از پسش به بهترین شکل براومدی اصلا نترس بازی مغزته این استرسا میتونی

من می‌تونم از پسش بربیام، فقط قبلش باید یکم گریه کنم.

تاثیر خوابه و استرس انقدر زیاد بود که توی خواب و بیداری داشتم تصمیم می‌گرفتم که یه بهونه جور کنم و فردا نرم! انگار که بچه بازیه! درحالی که امروز منتورم گفت اصلا راه نداره تایم جلسه جابه‌جا بشه.

خوابیدم اما چه خوابیدنی؟ تمام مدت داشتم خواب می‌دیدم که ارائه رو گند زدم و دارم گریه می‌کنم. نهایتا هم با چنان تپش قلبی بیدار شدم که انگار هرلحظه ممکنه قلبم از جا کنده بشه.

دیشب کلا ۲ ساعت خوابیدم، حالا پلکام سنگین شدن و این یعنی وقت خوابه. تا ۵-۵:۳۰ می‌خوابم و باید تا قبل ۶ اینجا اعلام حضور کنم. فعلا خداحافظ🫠🛌

خونه ✅️🏠 حموم✅️🧖🏻‍♀ ناهار ✅️🍳

این وسط اما صحبت کردن با شوهرجونم قوت قلبه برام، جوری که بهم اعتماد به نفس میده و مطمئنه از پسش بر میام اکلیلی‌م میکنه *)))🤍

از همین الان تا فردا بعد از جلسه یه کوه اضطرابم که دست و پا درآورده.

جلسه ارائه اصلیم فردا ۱۰ صبحه و من تا فردا ساعت ۷ وقت دارم که تمام اصلاحات رو انجام بدم و همچنین برای ارائه آماده‌ی آماده بشم. چون ۷:۳۰ باید حرکت کنم به سمت دانشگاه.

امروز بیشتر به چک کردن اسلایدهام و تحلیلشون گذشت. باز باید چندتا اسلاید حذف کنم، چندتا اضافه کنم، ترتیب قرارگیری بعضی اسلایدهارو تغییر بدم و اینا.

جلسه با منتورم تموم شدددد.😭

من استرسم یا استرس منه؟