uz
Feedback
•Emamorrii•

•Emamorrii•

Kanalga Telegram’da o‘tish

پیج اینستا: @emamorrii

Ko'proq ko'rsatish
Eron132 661Toif belgilanmagan
374
Obunachilar
+224 soatlar
+27 kun
+730 kun
Postlar arxiv
~Aile🫂🤍
~Aile🫂🤍

TRT geber daaa..
+1
TRT geber daaa..

توییت: عادل میخواست اسمه رو ببوسه که النی رو یادش اومد عقب کشید ( من باور کردم شمام باور کنین)🤝😂
+1
توییت: عادل میخواست اسمه رو ببوسه که النی رو یادش اومد عقب کشید ( من باور کردم شمام باور کنین)🤝😂

+ از این زاویه خیلی خوشم اومد🤫❤️‍🔥

فادیمه: داداشم تا چه حد نزدیکت شده بود؟ اسمه: کنار پلکم بود
فادیمه: داداشم تا چه حد نزدیکت شده بود؟ اسمه: کنار پلکم بود

بابایِ خرِ دوست داشتنیم🫶🏻🥹😂

برای اولین بار واقعا تو جایگاه پدر قرار گرفته همیشه یا برادر بود یا عاشق یا رئیس یا ( مثلِ ‌ ) پدر ، الان که واقعا بابا شده دستو پاشو گم کرده نمیدونه باید چیکار کنه وقتی اسمه گفت برو بالشت از پر قو بگیر سریع بلند شد بره بگیره، گریه میکنمممم😭🫸🏻 فورتونا باید از نقشه ترابزون حذف شه🤝

واقعا پاشده بره براش بالشت از پر قو بگیره 🫂😭

ترجمه: دخترمون بیدار شه بهش بگیم پدر و مادرشیم و بعد نماز عید شروع کنیم پس شروع کنیم به پدر و مادر شدن بیا بخوابونیم دخترمون رو یادت میاد اون اوایل تو پانسیون همینطوری مریض خوابیده بود خیلی شبیه بی کسو کاراست ادم دلش میخواد بغلش کنه نه انگاری قبلا تاحالا کسی بغلش نکرده باشه ذاتا کسی بغلش نکرده تاالان ، حتی کسی نبوده زخمشو فوت کنه .. این بالشت خیلی سفته نه نیست سفته من دیشب اینجا خوابیدم متوجه شدم سفته تو توی تخت النی خوابیدی موضوع اینه؟ میگم دختره رو این همه مدت روی بالشت سفت خوابوندیم درست میگی میدونی تو چیکار کنی چیکارکنم؟ یه سر برو بازار بالشت از پر قو بگیر بیا زودباش اره درست میگی دختر تو داری منو از سرت وا میکنی؟ چرا وا کنم بابا میخوایم بهش بگیم پدرمادرشیم چی بگم؟ بگم رفته برات بالشت از پر قو بگیره اون مرد در عین حال پدرته؟ نه اونطوری‌نمیگن واقعا؟ دختر مسخره نکردم واقعا چطوری بگیم؟

#TaşacakBuDeniz 30. Bölüm Ön İzleme Sahnesi: https://t.co/6nvX4zH85W 🔗 Televizyon Dünyası (@TvDunyasii) 📲 @twittervid_bot

خلاصه قسمت 30: اسمه و عادل که بیست سال از دخترشون جدا مونده بودن، شب عید با النی انگار دوباره از اول آشنا میشن مامانم!… بابام
خلاصه قسمت 30: اسمه و عادل که بیست سال از دخترشون جدا مونده بودن، شب عید با النی انگار دوباره از اول آشنا میشن مامانم!… بابام!… دخترم!… روی همون پل سنگی که روستاهای کوچاری و فورتونا رو از هم جدا می‌کرد، برای اولین بار سه‌تایی کنار هم راه میرن، این بار دوباره مثل یه خانواده متولد میشن. فورتونایی‌ها هم از زنده بودن عادل شوکه میشن، ولی یه غافلگیری بزرگ‌تر در انتظارشونه. چون اسمه، عادل و النی دیگه تبدیل شدن به یه قلب و یه خشم مشترک. کوچاری‌ها قسم می‌خورن تاوان عیدایی که ازشون دزدیده شده و دردایی که یه عمر کشیدن رو بگیرن. حتی اوروچ که برای النی یه مادرِ دروغی آورد و ایسو که به فادیمه دروغ گفت هم از این حساب‌کشی در امان نمیمونن. جنگ بزرگ رسماً شروع شده و دیگه چیزی نمونده که این دریا طغیان کنه

اسمه شال گردنشه نکنه موازی میگیریم!؟۲۰ سال پیش واسه روح دخترش قران میخوند الان برای اینکه بهم رسیدن🥲🤏🏻

🩵🥹
🩵🥹

بابا ولم کنین این چیههه😭😭😭 چطوری پدر و دختر همو جآن زدن🫂😭💖
بابا ولم کنین این چیههه😭😭😭 چطوری پدر و دختر همو جآن زدن🫂😭💖

مامااااااااانننننننننننننن😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 خانوادم بهم رسیدنننن مثل یه مادر احساساتیم الان😭🤏🏻
مامااااااااانننننننننننننن😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 خانوادم بهم رسیدنننن مثل یه مادر احساساتیم الان😭🤏🏻

“مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد”اگه تصویر بود :
“مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد”اگه تصویر بود :

موقعِ دیدنش بیلِما ممکنه بیهوش شده باشم😭🤏🏻
موقعِ دیدنش بیلِما ممکنه بیهوش شده باشم😭🤏🏻

+1
توییت : فکر کنم اون گردنبند پنج سکه طلاشو یکم دوست داره🥺🤏🏻 .. اولاش واسه تولد دنیز بهش طلا هدیه داد اونم نه یکی نه دوتا پنج تا سکه طلاا، خدا از این پارتنرای جنتلمن نسیب همه بکنه🙏🏻🥹😂 حالا دنیزم از گردنش در نمیاره ، هم دیروز که بخاطر عیدقربان اکیپ رفته بودن پیک نیک هم توی تولد دوروز پیش بوراک گردنش بود 💖🫠 صمیمیتشون یه کاری میکنه آدم واسشون غش کنه ، پارتنرای دوست داشتنیم🌸😭🫂

از سری مومنتای اولدنی که عاشقشونم🫂😭🛐
+1
از سری مومنتای اولدنی که عاشقشونم🫂😭🛐

+ فورتونا رو میخوام طلاق میخوام میخوام بغلش خالی بمونه عادل: اسمه رو میخوام
+ فورتونا رو میخوام طلاق میخوام میخوام بغلش خالی بمونه عادل: اسمه رو میخوام