•Emamorrii•
Kanalga Telegram’da o‘tish
374
Obunachilar
+224 soatlar
+27 kun
+730 kun
Postlar arxiv
373
+1
توییت: عادل میخواست اسمه رو ببوسه که النی رو یادش اومد عقب کشید ( من باور کردم شمام باور کنین)🤝😂
373
برای اولین بار واقعا تو جایگاه پدر قرار گرفته همیشه یا برادر بود یا عاشق یا رئیس یا ( مثلِ ) پدر ، الان که واقعا بابا شده دستو پاشو گم کرده نمیدونه باید چیکار کنه وقتی اسمه گفت برو بالشت از پر قو بگیر سریع بلند شد بره بگیره، گریه میکنمممم😭🫸🏻
فورتونا باید از نقشه ترابزون حذف شه🤝
373
ترجمه:
دخترمون بیدار شه بهش بگیم پدر و مادرشیم و بعد نماز عید شروع کنیم
پس شروع کنیم به پدر و مادر شدن بیا بخوابونیم دخترمون رو
یادت میاد اون اوایل تو پانسیون همینطوری مریض خوابیده بود
خیلی شبیه بی کسو کاراست
ادم دلش میخواد بغلش کنه نه
انگاری قبلا تاحالا کسی بغلش نکرده باشه
ذاتا کسی بغلش نکرده تاالان ، حتی کسی نبوده زخمشو فوت کنه .. این بالشت خیلی سفته
نه نیست
سفته
من دیشب اینجا خوابیدم متوجه شدم سفته
تو توی تخت النی خوابیدی
موضوع اینه؟ میگم دختره رو این همه مدت روی بالشت سفت خوابوندیم
درست میگی میدونی تو چیکار کنی
چیکارکنم؟
یه سر برو بازار بالشت از پر قو بگیر بیا زودباش
اره درست میگی
دختر تو داری منو از سرت وا میکنی؟
چرا وا کنم بابا میخوایم بهش بگیم پدرمادرشیم چی بگم؟ بگم رفته برات بالشت از پر قو بگیره اون مرد در عین حال پدرته؟
نه اونطورینمیگن
واقعا؟
دختر مسخره نکردم واقعا چطوری بگیم؟
373
#TaşacakBuDeniz 30. Bölüm Ön İzleme Sahnesi: https://t.co/6nvX4zH85W
🔗 Televizyon Dünyası (@TvDunyasii)
📲 @twittervid_bot
373
خلاصه قسمت 30:
اسمه و عادل که بیست سال از دخترشون جدا مونده بودن، شب عید با النی انگار دوباره از اول آشنا میشن
مامانم!… بابام!… دخترم!…
روی همون پل سنگی که روستاهای کوچاری و فورتونا رو از هم جدا میکرد، برای اولین بار سهتایی کنار هم راه میرن، این بار دوباره مثل یه خانواده متولد میشن.
فورتوناییها هم از زنده بودن عادل شوکه میشن، ولی یه غافلگیری بزرگتر در انتظارشونه. چون اسمه، عادل و النی دیگه تبدیل شدن به یه قلب و یه خشم مشترک.
کوچاریها قسم میخورن تاوان عیدایی که ازشون دزدیده شده و دردایی که یه عمر کشیدن رو بگیرن. حتی اوروچ که برای النی یه مادرِ دروغی آورد و ایسو که به فادیمه دروغ گفت هم از این حسابکشی در امان نمیمونن.
جنگ بزرگ رسماً شروع شده و دیگه چیزی نمونده که این دریا طغیان کنه
373
اسمه شال گردنشه نکنه موازی میگیریم!؟۲۰ سال پیش واسه روح دخترش قران میخوند الان برای اینکه بهم رسیدن🥲🤏🏻
373
مامااااااااانننننننننننننن😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
خانوادم بهم رسیدنننن مثل یه مادر احساساتیم الان😭🤏🏻
373
توییت : فکر کنم اون گردنبند پنج سکه طلاشو یکم دوست داره🥺🤏🏻
..
اولاش واسه تولد دنیز بهش طلا هدیه داد اونم نه یکی نه دوتا پنج تا سکه طلاا، خدا از این پارتنرای جنتلمن نسیب همه بکنه🙏🏻🥹😂
حالا دنیزم از گردنش در نمیاره ، هم دیروز که بخاطر عیدقربان اکیپ رفته بودن پیک نیک هم توی تولد دوروز پیش بوراک گردنش بود 💖🫠
صمیمیتشون یه کاری میکنه آدم واسشون غش کنه ، پارتنرای دوست داشتنیم🌸😭🫂
