uz
Feedback
«هاؤژيـن»

«هاؤژيـن»

Kanalga Telegram’da o‘tish

او هزاران زن در یک تن بود🕊️🤍 • • ارتباط با من🤝🏼 @Havjiin05bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
402
Obunachilar
-1024 soatlar
-407 kun
-3430 kun
Postlar arxiv
اگر مایل به تب فور و تبادل هستید ایدیتون رو همراه با لینک چنلتون برای من بفرستید بات تا هماهنگ بشیم🎀 @Havjiin05bot

می‌روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگهِ ویرانه‌ی خویش به خدا می‌برم از شهر شما دلِ شوریده و دیوانه خویش می‌برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگِ گناه شستشویش دهم از لکه‌ی عشق زین همه خواهشِ بی‌جا و تباه می‌برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه‌ی امیدِ محال می‌برم زنده به گورش سازم تا از این پس نکند یادِ وصال ناله می‌لرزد، می‌رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من از تو ای چشمه‌ی جوشانِ گناه شاید آن به که بپرهیزم من به‌خدا غنچه شادی بودم دستِ عشق آمد و از شاخم چید شعله‌ی آه شدم، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید عاقبت بندِ سفر پایم بست می‌روم، خنده به لب، خونین‌دل می‌روم، از دلِ من دست بدار ای امیدِ عبقِ بی‌حاصل.
وداع؛ فروغ فرخزاد

5/5/5 خوب و خاطره‌سازی براتون آرزو می‌کنم.
خودمم 6/4/2 رو انتخاب می‌کنم برای خاطره‌سازی امروز دیگه خیلی دیره واسه من، اونم نشد تا12/12/12 وقت دارم.🫡

Girl to Girl: هرجا که هستید چند قدم از هر پسری که نزدیکتون هست فاصله بگیرید. پسرا همشون ناامید کننده، تروما دهنده، دهن صاف کننده، تراپی دهنده شدند.

عاشق آدمای ریزبینی هستم که به جزئیات درباره تو توجه می‌کنن و یادشون می‌مونه. مثلا کاری رو برات انجام میدن که تو، توی گفتگوی رندوم ازش صحبت کردی. یا چیزی رو می‌گیرن برات که تو ازش خوشت اومده بود و وقتی ازشون می‌پرسی از کجا می‌دونستی؟! میگن اون دفعه از لابه‌لای حرفات فهمیدم و تورو تا آسمون پرواز میدن.
خیلی گوگولی و نایس هستید 10تا ستاره میدم به این آدما.⭐💛

«زندگی، عزیزِ دل من، پوچ نیست. گریستنی‌ هست، اما پوچ نیست.»
از نامه‌های سیمین دانشور به جلال ‌آل‌احمد

فکت پرطرفدار: دوست داشتن و ابراز علاقه کردن فقط به حرف نیست.
بله ما دوست داشته شدن لفظی رو دوست داریم، اما از اون دلچسب‌تر دوست داشتنی هستش که توی رفتار مشهوده. اینکه تو از رفتار و کارهای که یک نفر برات انجام میده این‌رو متوجه بشی خیلی دوست داشتنی‌تر هستش.

غمگین ترین آهنگ دنیا را اگر جایی شنیدی یا ابر سرگردان غم را بی‌قرار گریه دیدی آهوی زخمی را اگر از جوی خون بیرون کشیدی دلدارت از عشقت گذشت و همچنان دلداده ماندی مثل مسافرهای خسته در غروب جاده ماندی هرجا شبیه ماهیِ بر خاک‌ها افتاده ماندی
بفرمایید همراه با من و قفلی جدیدم گریه کنیم❤️‍🩹 به حدی غمِ این آهنگ به دلم میشینه که منو وادار به یه شکست عشقی فرضی و گریه برای اون تصور ایهامی می‌کنه

اگه برنامه‌اتون برای حضور تو زندگیم جدی نیست؟ کلا سمتم نیاید، من از چیزهای موقتی خوشم نمیاد.

من از قربانیانی که به جلادان خود احترام می‌گذارند، نفرت دارم.
گوشه نشینان آلتونا، ژان پل سارتر

قراره فقط من پیام بدم؟ خب منم نمی‌دم قراره فقط من دعوت کنم؟ خب منم نمی‌کنم قراره فقط من زنگ بزنم؟ خب منم نمی‌زنم قراره فقط من جویای حالت باشم؟ خب نمیشم قراره فقط من به دیدنت بیام؟ خب نمیام دیگه و این میشه پایان ارتباط ما چون چیزی که تقابل نداشته باشه برای من ارزش تلاش رو نداره
هر ارتباطی با هر نحو و شکلی که ما با یک نفر داریم نیاز به تلاش هر دو طرف داره برای ساختن این بستر ارتباطی نه سوختن و ساختن یک نفر تنها

Rojekê, ez û tu û baran🤍

این روزا تنها تایمی که برای خودم دارم همین2/3شب به بعد هستش، نمی‌دونم از این تایمی که مال خودمه تا صبح استفاده کنم یا از خستگی بمیرم.

فکت کم‌طرفدار:
فکت کم‌طرفدار:

‏پی‌‌ام‌اسی که تورو نکشه، یه کاری میکنه تو بقیه رو بکشی🧘🏻‍♀️

نمی‌دانم آخرِ این غم کجاست؟ تا کی باید گریست برای وطن و هم‌وطن؟ کی تمام می‌شود این زنجیره‌ی جان‌فدایِ هم‌وطن، در راه آزادی وطن؟ در این وطن، پس کی زمانِ زندگی و آزادی من و هم‌وطن می‌رسد؟!
#دال‌نوشت

بله من منطقی تصمیم می‌گیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری می‌کنم.
اینکه تصمیم منطقی بوده دلیلی نمیشه قلبم قبولش کنه و بابتش غصه نخورم💔

سمفونی مردگان، عباس معروفی باید بگم این کتاب جزو کتاب‌های هست که از هر صفحش یه دیالوگ، یه بخشی رو که دوستش داشتم خط کشیدم و ب
+3
سمفونی مردگان، عباس معروفی باید بگم این کتاب جزو کتاب‌های هست که از هر صفحش یه دیالوگ، یه بخشی رو که دوستش داشتم خط کشیدم و بولدش کردم، جدا لذت بردم از خوندش

تا جایی که بشود رنج را تقسیم کرد، رنجِ تو رنج من هم هست.
آلبر کامو

از بیت شعر موردعلاقه‌ات برایم بگو، نویسنده‌ای که تفکراتت مشابه به اوست، متنی که ساعت‌ها ذهنت را درگیر خود می‌سازد، حسی که به هنگام خواندن آثار مورد‌علاقه‌ات می‌گیری. از تفکراتی که فکر می‌کنی غیرمعقول هستند، تفکرات نصف شبی که حاصل یک اورثینک بزرگ هستند، احساسات روتینی که تجربه می‌کنی اما چون معمولی نیستند از آن‌ها سخن نمی‌گویی و سرکوبشان می‌کنی. رنگ مورد علاقه‌ات را همه می‌توانند بدانند، بازیگر، خواننده یا بازیکن مورد علاقه‌ات را هم که خب چیز معمولیست در میان گفتگوهای روزمره از آن‌ها سخن می‌گویی. اینکه امروز چه تفکر منطقی و عاقلانه‌ای کرده‌ای و چه تحلیل فیلسوفانه‌ای بهم زده‌ای، یا چه اتفاق معمولی و روتینی را برای خود رقم زده‌ای هم خب جالب هستند اما؛ من به بُعدهای فراتر می‌خواهم دسترسی پیدا کنم. با من از چیزهای سخن بگو که فکر می‌کنی برای دیگران جالب نیست، آن‌ها را معمول و قابل بحث روزانه نمی‌بینی، از چیزهایی که دیگران درباره تو نمی‌دانند، همان‌های که مختص به خودت است و فکر می‌کنی گفتگو از آنها حوصله‌ سر بر است و جالب نیست. دقیقا از همان‌ها برایم بگو، همان‌هایی که معمولی نیست، از سر شور و دیوانگیست، از احساسات غیرمعقولت سخن بگو، از تفکرات غیرمنطقی‌ات، از هرچه که با دیگران نمی‌توانی سخن بگویی. من با تمامِ وجود گوش هستم برای شنیدن آن‌ها، برای بحث و گفتگو درباره‌شان، برای فهمیدن عمیق‌ترین لایه‌های تو که کس نمی‌داند و نمی‌تواند به آن دسترسی داشته باشد.
#دال‌نوشت
#بداهه