ᴅıᴢı ᴅüɴʏᴀꜱɪ 🍻
Kanalga Telegram’da o‘tish
ناشناسم 🎀 https://t.me/hil_dabot Halef❤️ Çirkin 💜
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 197
Obunachilar
-924 soatlar
-977 kun
+84630 kun
Postlar arxiv
2 197
سررا رفته بود بیرون دوباره
برگشت خونه، رامی جلوش سبز شده
میگه مگه نگفتم نری ؟؟
این دومین بار شدشاااا
ییلدیز گفت باشه رامی دیگه نمیرم
بخاطر صمد رفتم چون باز پیداش نیست 🙃💔
2 197
سرهات بخاطر اینکه یوسف و هاتچیک بهشون آسیبی نرسه اونارو از عمارت دور نگه داشته و دیگه اجازه نمیده یوسف پیشش باشه
گفت من زنم و بچمو از دست دادم نمیخوام شمارم از دست بدم
گریه کردن همو بغل کردننن😭😭😭💔
2 197
یوسف اومده پیشش
حال همو میپرسن، یوسف میگه تو حالت چطوره؟
هنوز دنبال ییلدیزی، ایشالا ک پیداش میکنی 😭
2 197
سرهات از خواب پرید، خیره شده به شال ییلدیز، بوش میکنه :))
اتاق کلا شدن اعلامیه های ییلدیز 😭😭😭
بلند شده به اعلامیه ها نگا میکنه میگه کجایی تو
2 197
من فقط داستان بچه و نفهمیدم 😐💔
خیلی دارکه
اونجا زده بود چند ماه بعد
ولی بچه انگار یک سالش میشه
واقعا نمیدونم چی به چیه 😂💔
2 197
بچه ها
نظرمو تا اینجا بگمممم
سریالمون عالی شروع کرده
همه چی عالی بوده😭❤️🔥❤️🔥❤️🔥
من راضیم :)
2 197
ننههههه بغلش میکنههههه :)
ییلدیز میگه سرهات من اینجام
سرهات میگه من خیلی ترسیدم تو اینجایی
اما من میدونستم تو میای😭😭😭😭😭
