uz
Feedback
فالش‌خوان

فالش‌خوان

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا بیشتر یه گزارشیه به خودم! از اینکه چه می‌کنم؟ چی می‌خونم؟ چی گوش می‌دم؟ چی می‌بینم؟ و چی رو در زندگیم تجربه می‌کنم! و در کنارش از کارم یعنی «پادکست» هم صحبت زیاد می‌کنم. پادکستم: https://t.me/radiosargozashtt

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
475
Obunachilar
+124 soatlar
+127 kunlar
+8530 kunlar
Postlar arxiv
قبلا تو پادکست «گوشه»(ی سابق)، در اپیزود «مستور و مست» در این باره (از زبان و براساس روایت شجریان البته) گفته بودم. این متنشه: شجریان می‌گه که من ساز لطفی رو خیلی دوست داشتم و خیلی بهش نزدیک هم بودم. ولی سر کنسرت سپیده و تک‌روی‌هاش خیلی رنجیده‌خاطر شدم. گذشت و گذشت تا اینکه یک روزی منو پیدا کرد و گفت محمدرضاخان من اگه می‌خواستم یک امپراتور یا رییس‌جمهور رو پیدا کنم پیدا می‌کردم. نمی‌دونم چی شده که نمی‌تونم تو رو پیدا کنم. من هم خندیدم و گفتم چیزی نشده. به توصیه‌ی آقای ابتهاج یکی دو جلسه هم تو خونه‌ی آقای میررمضانی، من و لطفی و ابتهاج و استاد دادبه جمع شدیم که گویا می‌خواستن ما رو آشتی هنری بدن. البته من مشکلی با خود لطفی نداشتم و هربار که هم‌دیگه رو می‌دیدیم سلام‌احوالپرسی و بگوبخندمون رو داشتیم. اما با هم کار نمی‌کردیم. توی اون جلسه هم آقای ابتهاج کلی در این باره صحبت کرد که شما دو تا آدم‌های معمولی‌ای نیستید و همکاری‌نکردنتون خیانت به موسیقیه. من هم تو اون جلسه هیچی نگفتم. چون به لطفی اعتمادی نداشتم. آخرش هم به نتیجه‌ای نرسیدیم. با اینکه حتی اون شب با لطفی یه سازوآواز ماهور هم ضبط کردیم. دو سه بار دیگه هم این اتفاق افتاد. که یک بارش هم محمد موسوی حضور داشت. ولی در قالب گروه و کار رسمی و آلبومی دیگه با هم کار نکردیم. |فالش‌خوان|

حیف شد واقعا. که شجریان و لطفی و شجریان و مشکاتیان بیشتر با هم کار نکردن. حیف شد! |فالش‌خوان|

از این آقای Damien Chazelle و فیلم‌هاش هم خوشم میاد. «سرگرمی‌ساز» خوبیه! قطعا یک -یا شاید هم چند- فیلم ازش دیده‌اید. |فالش‌خو
از این آقای Damien Chazelle و فیلم‌هاش هم خوشم میاد. «سرگرمی‌ساز» خوبیه! قطعا یک -یا شاید هم چند- فیلم ازش دیده‌اید. |فالش‌خوان|

برام موسیقی بفرستید :* چه شناس: @faroq_qaderi چه ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=343006144 و چه این زیر در دیساکشن👇🏻:

شب‌های تماما فوتبالی!
شب‌های تماما فوتبالی!

Repost from N/a
قطعه‌ی بیکلامِ سرو سهی از آلبوم یاد یار مهربان ،فرهاد فخرالدینی.

عصر/غروب جمعه‌ای‌تون رو دارید چطور سپری می‌کنید؟

این تصنیف (که محمدرضا لطفی در سه‌گاه ساخته و استادش در دانشگاه (جواد معروفی) برای ارکستر گلها تنظیم کرده و شجریان خونده) واقعا «ناز»‍ه! |فالش‌خوان|

(تکنوازی کمانچه‌‌ی استاد علی‌‌اصغر بهاری، در آواز بیات‌ترک) ظهر جمعه |فالش‌خوان|

#شب‌بخیر (سازوآواز مثنوی از «کنسرتی دیگر» با سه‌تار داریوش طلایی و آواز شهرام ناظری) |فالش‌خوان|

رفتیم تو حال‌وهوای جام‌جهانی دیگه. تا ۴۰ روز. واقعا تنها فستیوال/جشنواره‌ایه که برای شروعش ذوق دارم و تموم‌شدنش افسرده‌ام می‌
رفتیم تو حال‌وهوای جام‌جهانی دیگه. تا ۴۰ روز. واقعا تنها فستیوال/جشنواره‌ایه که برای شروعش ذوق دارم و تموم‌شدنش افسرده‌ام می‌کنه! |فالش‌خوان|

سه سال پیش همین حوالی، همین روزها، که همه‌چیز انگار بهتر بود. |فالش‌خوان|
سه سال پیش همین حوالی، همین روزها، که همه‌چیز انگار بهتر بود. |فالش‌خوان|

«تاریخ معاصر موسیقی دستگاهی ایران» تهیه و اجرا: محمدرضا لطفی قسمت ششم |گردانیه|

می‌پادکستم! پس هستم؟!
می‌پادکستم! پس هستم؟!

«یک گزارش»

#شب‌بخیر (لای‌لای: مظهر خالقی) |فالش‌خوان|

«تاریخ معاصر موسیقی دستگاهی ایران» تهیه و اجرا: محمدرضا لطفی قسمت پنجم |گردانیه|

(ضبط تستی ویدیو-کتاب‌صوتی(!) اولین کارم به زبان کـردی!)

#شب‌بخیر (به سکوت سرد زمان) |فالش‌خوان|

شما چه خبر؟ چه می‌کنید؟! این روزها بیشتر درگیر چی هستید؟! (کار، موسیقی، کتاب، فیلم، هرچه!)