uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ Eightsa

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ Eightsa

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝆹𝅥 𝆭   Welcome to eightsa univers 𝆹𝅥 𝆭       Anon: @The8skybot   ͡୨୧͜ ׄ

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
253
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+930 kun
Postlar arxiv
٠٨١٢ ‌❃ اپدیت بابل چیونگ توایس 🍓: من نمی‌دونستم وی‌ایت قراره بیان [ریو FKA Twigs]، ولی بعدا فهمیدم مهمون‌های ویژه بودن. برای
٠٨١٢ ‌❃ اپدیت بابل چیونگ توایس 🍓: من نمی‌دونستم وی‌ایت قراره بیان [ریو FKA Twigs]، ولی بعدا فهمیدم مهمون‌های ویژه بودن. برای همین بعد از مدت‌ها دوباره بهشون سلام کردم. معمولا فقط وقتی پروموشن‌هامون با هم همزمان میشه، توی ایستگاه‌های پخش همدیگه رو می‌بینیم و به هم سلام می‌کنیمㅎ

sticker.webp0.00 KB

٠٨١٢ ‌❃ اپدیت بابل چیونگ توایس 🍓: من نمی‌دونستم V8 قراره بیان [ریو FKA Twigs]، ولی بعدا فهمیدم مهمون‌های ویژه بودن. برای همی
٠٨١٢ ‌❃ اپدیت بابل چیونگ توایس 🍓: من نمی‌دونستم V8 قراره بیان [ریو FKA Twigs]، ولی بعدا فهمیدم مهمون‌های ویژه بودن. برای همین بعد از مدت‌ها دوباره بهشون سلام کردم. معمولا فقط وقتی پروموشن‌هامون با هم همزمان میشه، توی ایستگاه‌های پخش همدیگه رو می‌بینیم و به هم سلام می‌کنیمㅎ

sticker.webp0.00 KB

اوپی از ایونت دیشب گفته: یکی از کسایی که کنارم وایساده بود داشت از گرما حالش بد می‌شد و نزدیک بود بیهوش بشه. یکی از کارکنان امنیتی اونجا گفت که در حالت عادی اجازه‌ی ندارن به کسی اب بدن، ولی چون شرایط این‌طوری بود، یه بطری آب داد و اون میخواست بره همون موقع مینگهائو ازم پرسید: «آب لازم داری؟ اینو بهت بدم؟» ولی من اون لحظه فقط حواسم به آدم کناریم بود. چون آب رو قبلا گرفته بودم و داشتم می‌گفتم که دیگه می‌خوام برم، آب رو روی زمین نزدیک صحنه گذاشتم و رفتم بعد که حواسم جمع شد، دوباره برگشتم و پرسیدم میشه همون آبی که گذاشته بودم رو بردارم؟ نمی‌دونم اون آب رو کارکنان امنیتی دادن یا مینگهائو، ولی در هر صورت تونستم یه «آب نجات‌بخش»گیر بیارم ㅠㅠ بعدش هم مینگهائو از پشت صحنه آب‌های بیشتری آورد و بین آدم‌های بخش‌های دیگه هم پخش کرد.ㅠ 😭😭

sticker.webp0.00 KB

اوپی گفته که: یکی از کسایی که کنارم وایساده بود داشت از گرما حالش بد می‌شد و نزدیک بود بیهوش بشه. یکی از کارکنان امنیتی اونجا گفت که در حالت عادی اجازه‌ی ندارن به کسی اب بدن، ولی چون شرایط این‌طوری بود، یه بطری آب داد و اون میخواست بره همون موقع مینگهائو ازم پرسید: «آب لازم داری؟ اینو بهت بدم؟» ولی من اون لحظه فقط حواسم به آدم کناریم بود. چون آب رو قبلا گرفته بودم و داشتم می‌گفتم که دیگه می‌خوام برم، آب رو روی زمین نزدیک صحنه گذاشتم و رفتم بعد که حواسم جمع شد، دوباره برگشتم و پرسیدم میشه همون آبی که گذاشته بودم رو بردارم؟ نمی‌دونم اون آب رو کارکنان امنیتی دادن یا مینگهائو، ولی در هر صورت تونستم یه «آب نجات‌بخش»گیر بیارم ㅠㅠ بعدش هم مینگهائو از پشت صحنه آب‌های بیشتری آورد و بین آدم‌های بخش‌های دیگه هم پخش کرد.ㅠ 😭😭

sticker.webp0.00 KB

٠٨۱۱ ‌❃ آپدیت استوری vinylricheee
+1
٠٨۱۱ ‌❃ آپدیت استوری vinylricheee

sticker.webp0.00 KB

منم دلم واسش تنگ میشه ولی باید ادب بشه وایییی تیتییتستثن🫂🫂😭

دلم تنگ میشه ولی اره برو سربازی. :(( پس از این به بعد دوستم صدات میکنم