uz
Feedback
𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗈𝗑🖤

𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗈𝗑🖤

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝗇︎𝖾𝗏︎𝖾𝗋 𝗅︎𝖾𝗍 𝗎𝗌 𝗀︎𝗈 𝗆︎𝗒 𝖻︎𝖺𝖻︎𝖾 , 𝗆︎𝖾 𝗅︎𝗈𝗏︎𝖾 ;

Ko'proq ko'rsatish
Eron135 670Toif belgilanmagan
379
Obunachilar
+524 soatlar
+267 kunlar
+7630 kunlar
Postlar arxiv
برای یکی گذاشته بود اینو

این قضیه داره

بخدا منم میخواستم فور کنم🐵

sticker.webp0.00 KB

حیحی بازم قربونت💋

خدانکنه عزیزدلم راستی یادم رفت میخواستم بگم آیدی تو بده ادمین بکنمت

https://t.me/th1fox/7735 وای قربونت برم من

خب ، یک دور تا اون دنیا رفتم .. سکته صد در صدی آکسون عزیزدل من ، واقعا ازت ممنونم واسه این نظر قشنگت نمیدونی چطور دلم پروانه ای شد . فقط میتونم 😭😭😭😭😭 این نظرت رو نگه میدارم و هرروز میخونمش 💘

🗣 آکسون صحبت میکنه : وای این پارت واقعا یکی از قشنگ‌ترین پارت‌هایی بود که خوندم. از اول تا آخرش هم هیجان داشت، هم احساس، هم لحظه‌های بامزه و کیوت، برای همین اصلا متوجه گذر زمان نشدم و با علاقه تا آخر خوندم. رابطه‌ی هیونجین و فلیکس هر پارت قشنگ‌تر میشه. اون بوسه‌ی روی گونه و خجالت کشیدن فلیکس واقعا دلم رو برد، بعدش هم اینکه هیونجین بدون هیچ تردیدی خودش رو سپر فلیکس کرد، قشنگ نشون داد تا چه حد براش ارزش قائله. بعد از اون هم بغل کردن فلیکس و آروم کردنش خیلی احساسی بود و باعث شد اون صحنه بیشتر به دل بشینه. یکی از قسمت‌هایی که خیلی دوست داشتم، جایی بود که فلیکس قبول کرد بره تو عمارت زندگی کنه. این حس اعتماد و حمایتی که بینشون بود واقعا قشنگ نوشته شده بود. بعد هم دیالوگ «ولی تو پرنس منی» و واکنش فلیکس انقدر کیوت بود که ناخودآگاه لبخند زدم. سونگمین هم واقعا دلم رو سوزوند. اون صحنه‌ای که با غذا اومده بود و فهمید فلیکس دیگه اونجا نیست، خیلی غمگین بود. حس تنهاییش کاملا به خواننده منتقل می‌شد و آخر پارت هم برخوردش با بنگچان خیلی کنجکاوم کرد. احساس می‌کنم قراره این دوتا هم داستان خیلی قشنگی داشته باشن. در کل خیلی از این پارت لذت بردم. هم روند داستان جذاب‌تر شده، هم شخصیت‌ها روزبه‌روز بیشتر به دل می‌شینن و باعث میشن آدم باهاشون ارتباط بگیره. آخر پارت هم جوری تموم شد که واقعا دلم خواست سریع برم پارت بعدی رو بخونم. خسته نباشی، واقعا معلومه برای نوشتن داستانت وقت و احساس میذاری و نتیجه‌ش هم کاملا مشخصه. مشتاقانه منتظر ادامه‌اشم. 🫂

🗣 آکسون صحبت میکنه : وای این پارت واقعا یکی از قشنگ‌ترین پارت‌هایی بود که خوندم. از اول تا آخرش هم هیجان داشت، هم احساس، هم لحظه‌های بامزه و کیوت، برای همین اصلا متوجه گذر زمان نشدم و با علاقه تا آخر خوندم. رابطه‌ی هیونجین و فلیکس هر پارت قشنگ‌تر میشه. اون بوسه‌ی روی گونه و خجالت کشیدن فلیکس واقعا دلم رو برد، بعدش هم اینکه هیونجین بدون هیچ تردیدی خودش رو سپر فلیکس کرد، قشنگ نشون داد تا چه حد براش ارزش قائله. بعد از اون هم بغل کردن فلیکس و آروم کردنش خیلی احساسی بود و باعث شد اون صحنه بیشتر به دل بشینه. یکی از قسمت‌هایی که خیلی دوست داشتم، جایی بود که فلیکس قبول کرد بره تو عمارت زندگی کنه. این حس اعتماد و حمایتی که بینشون بود واقعا قشنگ نوشته شده بود. بعد هم دیالوگ «ولی تو پرنس منی» و واکنش فلیکس انقدر کیوت بود که ناخودآگاه لبخند زدم. سونگمین هم واقعا دلم رو سوزوند. اون صحنه‌ای که با غذا اومده بود و فهمید فلیکس دیگه اونجا نیست، خیلی غمگین بود. حس تنهاییش کاملا به خواننده منتقل می‌شد و آخر پارت هم برخوردش با بنگچان خیلی کنجکاوم کرد. احساس می‌کنم قراره این دوتا هم داستان خیلی قشنگی داشته باشن. در کل خیلی از این پارت لذت بردم. هم روند داستان جذاب‌تر شده، هم شخصیت‌ها روزبه‌روز بیشتر به دل می‌شینن و باعث میشن آدم باهاشون ارتباط بگیره. آخر پارت هم جوری تموم شد که واقعا دلم خواست سریع برم پارت بعدی رو بخونم. خسته نباشی، واقعا معلومه برای نوشتن داستانت وقت و احساس میذاری و نتیجه‌ش هم کاملا مشخصه. مشتاقانه منتظر ادامه‌اشم. 🫂

لطفا از این پیام ، به پایین سین کنید .

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ᅠᅠᅠᅠᅠ 𐙚ᅠᅠᅠᅠᅠᅠ
بعضے وقت‌ها آدم‌ها آن‌قدر خستـہ می‌شوند کـہ حتی حرف زدن هم برایشان شبیـہ کوه کندن می‌شود ؛ انگار یک دنیـا سنگ روے قلبشان گذاشتـہ‌اند و دیگر توان برداشتنش را ندارند . گاهی لبخند می‌زنند ، اما پشت آن لبخند ، یک آسمان ابرے پنهان شده ؛ مثل شمعے کـہ هنوز روشن است ولی از سوختن خودش خستـہ شده . بعضے روزها آدم فقط دلش می‌خواهد گوشـہ اے بنشیند و هیچ کارے نکند ؛ نہ از بی‌خیالے ، نہ از غرور ، فقط چون روحش مثل پرنده اے است کـہ بال‌هایش از پرواز زیاد خستـہ شده . آدم‌ها همیشه قوی نیستند ؛ گاهی قوی‌ترین آدم‌ها هم مثل دیوارے کـہ سال‌ها جلوی طوفان ایستاده ، ترک برمی‌دارند . شاید کسے نفهمد پشت یک سکوت ساده چـہ حرف‌هایے دفن شده ، پشت یک «خوبم» چند تا غم پنهان شده . بعضے وقت‌ها آدم فقط خستـہ است ... خستـہ از جنگیدن ، خستـہ از توضیح دادن ، خستـہ از اینکه همیشه وانمود کند همـہ چیز خوب است .
پونزده جولای 𝟤𝟢𝟤𝟨 #

Repost from N/a
ᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠ 𐙚
ᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠᅠ 𐙚

Repost from N/a

Repost from N/a
#it girl like Ashlyn %2

Repost from N/a
photo content