کافه کتاب📚
Kanalga Telegram’da o‘tish
«اینجا با هم کتاب میخونیم، نکته میگیریم و رشد میکنیم 📚 برای دانشجوها و هر کسی که دوست داره زندگی با معنا و انگیزه داشته باشه.»
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
358
Obunachilar
+624 soatlar
+297 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
358
📌 کتابخانه نیمه شب| مت هیگ
📖 ژانر: انگیزشی، روانشناختی، داستان فلسفی
📝 خلاصهای از کتاب : برای هرکسی پیش میاد که فکر کنه شاید انتخاب درستی نداشته، شاید راهی که میره درست نیست و اغلب حسرت فرصت های از دست رفته رو میخوره
کتابخانه نیمه شب داستانی درباره انتخاب ها و فرصت های زندگی هست، نورا دختری از شهر بدفورد در لحظه ای بین مرگ و زندگی وارد کتابخانه ای مرموز میشه، در این کتابخانه هر کتاب نشان دهنده یک زندگی متفاوت هست که نورا میتونست با یک انتخاب متفاوت اونو داشته باشه.
نورا فرصتی داره تا تمام حصرت هاشو از بین ببره و تصمیم میگیره همه انتخاب هایی که فکر میکرد خوشبختش میکنن رو زندگی کنه، اما درنهایت متوجه میشه هیچ زندگی بدون نقصی و کاملی وجود نداره.
اون میفهمه که همین زندگی خودش رو با تمام وجود دوست داشته باشه و به چیز های به ظاهر کوچیکش اهمیت بده چرا که خوشبختی در پذیرش و باور به خودش و انتخاب هاشه
✨ چند جمله ماندگار :
. «پشیمونی از گذشته یا ترس از آینده نباید جلوی زندگی کردن رو بگیره»
. «دست از حسرت خوردن برای گذشته بردار،
خودت رو بپذیر و سعی کن هر انتخابت بهترین انتخابت باشه»
🔍 کد کتاب: 6
A...~
358
ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم.
جنایت و مکافات، داستایفسکی
_راوی شب
358
📌 ملت عشق | الیف شافاک
📖 ژانر: رمان | عرفانی | فلسفی | عاشقانه
📝 خلاصهای از کتاب:
«ملت عشق» داستان دو زاویهی دید موازی رو روایت میکنه که چهل جلد کتاب فاصله دارن، اما یه عشق توی دلشون جاریه .
خط اول: شمش (آمریکا، ۲۰۰۸)
خانمخانهداری به اسم اِلا، که چهل سالشه و زندگی آرومی داره، ناگهان با خیانت شوهرش روبرو میشه. دلشکسته و سردرگم، برای فرار از روزمرگی، مشغول ویراستاری یه کتاب میشه: «کفر شیرین» نوشتهی عزیز زاهارا.
خط دوم: شمس و مولانا (قونیه، قرن ۱۳)
همزمان با خوندن کتاب توسط اِلا، ما میریم به قرن هفتم هجری، جایی که شمس تبریزی، درویش سرگردونی که به دنبال یار میگرده، به قونیه میرسه و با مولانا آشنا میشه. آشناییای که زندگی هر دو رو برای همیشه دگرگون میکنه .
✨ چهل قانون عشق:
در دل داستان، شمس چهل قانون برای عشق و زندگی به مولانا یاد میده. چندتاش رو ببینیم:
· قانون اول: «راههای رسیدن به خدا به تعداد آدمهای روی زمین است.»
· قانون دوم: «عشق، نفس کشیدن نیست، عشق، جان دادن است.»
· قانون نهم: «تنهایی، از ازدحام جمعیت هم شلوغتر است.»
قانون چهلم: «زندگی، همین لحظه است. همین حالا.»
🔍کد کتاب :5
358
چراغها خاموش میشوند، اما فکرها روشنتر از همیشهاند.
شب، زمانِ اعترافهای بیصدا و رؤیاهای پنهان است؛
جایی که دل، آرامتر حرف میزند و جهان آهستهتر میچرخد.
_راوی شب
358
🩸🩸🩸
سه قطره خون | صادق هدایت
ژانر: داستان کوتاه | رئالیسم | روانشناختی
خلاصهای از کتاب:
«سه قطره خون» مجموعهای از ۱۱ داستان کوتاهه که صادق هدایت توی سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ نوشته. این کتاب بعد از «بوف کور»، مهمترین اثر هدایته و توی سال ۱۳۳۲ خورشیدی منتشر شده .
داستانهاش همه یه حال و هوای مشترک دارن: غمخوردگی، پوچی، ترس، بدبینی و مرگاندیشی. انگار همه شخصیتها توی یه بنبست روانی گیر کردن.
چند داستان معروف دیگه این مجموعه:
· «مادلن»: داستان عشق نافرجام یه نقاش به یه زن خارجی
· «لاله»: روایت تلخ زندگی یه زن روسپی
· «آبجی خانم»: داستان زنی که توی خونه پدری پیر شده و...
· «مردی که نفسش را کشت»: شاید عجیبترین داستان مجموعه درباره تنهایی مطلق
چند جمله از کتاب:
· «چه قدر این شب، طولانی و خفهکننده است. گویا میخواهد برای همیشه باقی بماند.»
· «همه چیزم را از دست دادم، حتی قوّه تفکر را. حالا فقط میتوانم احساس کنم.»
· «آدم وقتی تنها میشود، با خودش حرف میزند. من حالا با خودم حرف میزنم...»
کاف
🔍کد کتاب :4
358
بر سنگِ گوری تازه، نامی هست
دارندهی این نام را هرگز ندیدم من
اینجا میانِ سوگواران، آشنایانند و خویشانند
و مردمانی هم که چون من
دارندهی این نام را هرگز ندیدند و نمیدانند
اما
هرکس که اینجا هست
با خشم و فریادی، گره در مشت
میداند 'که' او را کُشت..
-هوشنگ ابتهاج/سایه
کاف
358
وقتی درست همون کاری رو که دلت میخواد انجام میدی و دیگه بابتش عذرخواهی نمیکنی، بهترین روزهای زندگیت از راه میرسن.
✍️ الکس اوبری
A...~
358
به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی، بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند، زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد!
آرتور شوپنهاور
_راوی شب
358
ما نسلی هستیم که در جنگهای شما زاده شدهایم، کودکیمان را در تروریسم شما، نوجوانیمان را در فرقهگرایی شما و جوانیمان را در فساد شما صرف کردهایم. ما نسل رؤیاهای دزدیدهشده و پیری زودرس هستیم.
_راوی شب
358
«انسان، وقتی در تاریکیِ خود تنهاست، واقعیت را آنگونه میبیند که ترسهایش میسازند…»
✍️صادق هدایت
358
📌 بیشعوری | خاویر کرمنت
📖 ژانر: روانشناسی | طنز تلخ | خودسازی
📝 خلاصهای از کتاب:
بیایید با یه اعتراف شروع کنیم: نویسنده این کتاب، یه دکتر ثروتمند و خوشبخت بوده که یه روز همه چیزش رو از دست میده. دوست روانپزشکش بهش میگه: «تو مریض نیستی، احمق نیستی، فقط یه بیشعوری!»
همین حرف مسیر زندگی نویسنده رو عوض میکنه. خاویر کرمنت میاد تعریف میکنه که «بیشعوری» یه بیماریه، مثل اعتیاد میمونه. آدمای بیشعور لزوماً آدمای احمقی نیستن، اتفاقاً خیلی هاشون باهوشن، زرنگن و جایگاه اجتماعی دارن!
✨ چند جمله ماندگار:
· «بیشعورها همیشه وجود داشتهاند. تمام آنچه درباره تاریخ بیشعوری باید دانست، همین است.»
· «بیشعوری ربطی به سواد ندارد، به رفتار آدم ربط دارد.»
· «بیشعورها هرگز قبول نمیکنند که بیشعورند، حتی اگر صد سال هم با آنها زندگی کنی.»
💬 حرف آخر (از زبان خودم):
این کتاب رو وقتی میخونی، اول فکر میکنی «آها فلانی این شکلیه!»، بعد یهو میبینی «نه بابا خودمم یه جاهایی...». کتاب آینهست. نویسنده آخرش میگه سختترین مرحله درمان، قبول کردنه.
🔍کد کتاب: 3
_راوی شب
358
استفان آینهورن چه زیبا شرح میده :
«هیچ انسانی کامل نیست، پس باید مراقب کسانی باشیم که مدعی هستند بی عیب و نقصند.
روزی که فکر میکنیم انسان کاملی شدیم باید همه چیز رو از اول شروع کنیم.
کامل بودن سرابی بیش نیست، اما میتوان حداکثر تلاش رو برای انسان خوبی بودن کرد.»
A...~
