کافه کتاب📚
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای داشتن یک ذهن باز، مغز انسان نیاز به تغذیه شدن داره؛ کتاب ها بهترین تغذیه یک ذهنیت کامله📚 در اینجا، معرفی و خلاصه ای از کتاب ها در ژانرهای مختلف به همراه فایل PDF آنها موجود است.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 149
Obunachilar
-324 soatlar
-67 kun
+30230 kun
Postlar arxiv
1 148
Repost from N/a
«و عشق
خانهایست که آدمها
از کنار هم گذاشتن زخمهایشان میسازند»
- بیرحان کِسکین؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
1 148
بيا و اعتراف كن؛
آنجا كه دوستم داشتی
تلاش میکردی چه کسی را فراموش کنی؟
قهرمان تازه اُوغلو
_
1 148
📖 نام تمام مردگان یحیاست
✍🏻 عباس معروفی
بعضی داستانها دربارهی زندگی نیستند؛ دربارهی چیزی هستند که پس از هر فقدان، از زندگی باقی میماند. «نام تمام مردگان یحیاست» یکی از متفاوتترین آثار عباس معروفی است؛ رمانی چندصدایی که در مرز میان واقعیت و افسانه، میان مرگ و زندگی، و میان ایمان و تردید حرکت میکند. داستان، روایتِ رنج، فقدان و انتظار است؛ روایتِ انسانی که در برابر مرگ و سرنوشت ایستاده و همچنان در جستوجوی معنایی برای ادامه دادن است. معروفی در این اثر، اسطوره و فرهنگ عامه را با زندگی روزمره درهم میآمیزد و جهانی میسازد که در آن، مرز میان خواب و بیداری، گذشته و حال، و واقعیت و خیال چندان روشن نیست. عنوان کتاب نیز برگرفته از شعری از محمدعلی سپانلو است؛ عنوانی که خود بهتنهایی انگار سوگنامهای برای تمام کسانیست که رفتهاند و نامشان در حافظهی آدمی باقی مانده است. «نام تمام مردگان یحیاست» را شاید نتوان فقط یک داستان خواند؛ باید آن را آرام خواند، در سکوت، و میان سطرهایش دنبال چیزی گشت که معروفی همیشه خوب میشناخت
1 148
لبخند تو بینقص ترین راز جهان است
ای من به فدای تو و لبخند چو ماهت.
-ابوالفضل برات زاده.
_
1 148
فرويد معتقد بود:
آنچه را آگاهانه از آن مىگريزيم، ناآگاهانه دوباره به سويش مىرويم.
گويى روان، چيزى را كه نتوانسته بفهمد، مدام به صحنهى زندگى باز مىگرداند تا شايد اين بار پايان ديگرى برايش بنويسد.
1 148
گاهی گریهام میگیرد؛
از اینکه چقدر خوب بلدیم زندگی کنیم! اما همهی راههای زندگی را بر ما بستهاند و مدام دلمان میخواهد بمیریم...
_
1 148
📖 فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی بعضی خانوادهها فقط یک خانواده نیستند؛ تکهای از تاریخاند، با تمام زخمهایی که تاریخ بر تن آدمها میگذارد. «فریدون سه پسر داشت» روایت خانوادهایست که زندگیشان در میان آشوبهای زمانه، عقیده، آرمان و ترس شکل میگیرد؛ جایی که آدمها گاهی نه آنگونه که میخواهند، بلکه آنگونه که روزگار از آنها میخواهد، زندگی میکنند. عباس معروفی در این رمان، به سراغ انسانهایی میرود که میان خانواده و آرمان، عشق و سیاست، ماندن و رفتن گرفتار شدهاند. آدمهایی که هرکدام راهی را انتخاب میکنند و بهای انتخابشان را، دیر یا زود، میپردازند. این کتاب دربارهی فروپاشی یک خانواده نیست؛ دربارهی نسلیست که در میان تغییرات بزرگ تاریخ، آرامآرام خودش را گم میکند. «فریدون سه پسر داشت» را باید خواند؛ نه فقط برای دانستن سرنوشت سه پسر، بلکه برای فهمیدن اینکه گاهی تاریخ، پیش از آنکه کشورها را تغییر دهد، آدمها را تغییر داده است. ☕ کافهکتاب | فصل عباس معروفی
1 148
Repost from نااُمیدِ اُمیدوار🌱
اینجا سرای سرد سکوت است.
ما موجهای خامشِ آرامشیم.
با صخرههایِ تیرهترین کوری و کری.
پوشاندهاند سخت چشم و گوش روزنهها را...
1 148
«انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.»
یادداشتهای زیرزمینی، داستایفسکی -
1 148
محمود درويش :
هربار که نِگاهت میکنم،
جملهای آشنا، به ذهنم خطور میکند:
در اين سرزمين،
چيزی هست كه ارزش زندگی كردن دارد...
