Pink
Yopiq kanal
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 245
Obunachilar
-4824 soatlar
+3807 kunlar
+1 84830 kunlar
Postlar arxiv
2 246
مدت هاست که غم،مهمون امروز و فردایش نیست. آمده مانده و چمدان باز کرده. گویی می خواهد حضورش را شیرین کند که با نشستن به گوشه دیواری،تختی، اتاقی، زهر ماندنش را کمتر کند، که صاحبخانه از صرافت شمارش روزهای اقامت مهمان ناخوانده اش بیوفتد و به حضورش عادت کند. دروغ چرا؟ تو گویی عادت هم کرده . به همنشینی شبانه و روزانه با او،به هم آغوشی پی در پی شان و حتی بالشتی بوی او را به خود گرفته
این مهمان ناخوانده ی همیشه حاضر !
غم دیگر مهمان امروز و فردا نیست خیلی وقت است که ساکن اینجا شده . اون مهمانی بس پرحرف و نچسب از همان هایی که فقط دوست داری برود. نمی توانم بگویم او همنشین من است چون از بودن با او بیزارم. او کم کم دارد من را شبیه خود می کند ، بی هدف ، خسته، پر خواب، چشمانی پر از اشک
نمی دانم کی قرار است برود ولی همین را می دانم همیشه مهمان حبیب خانه نیست گاهی واقعا باید در خانه را به او بست که از گزند او در امان باشی .
که نکند ریشه های خشکیده اش هم در درون تو بِتَنَد. افکار پوسیده اش را هم در شیار های مغز تو فرو کند .
روح جانت تسخیر کند و در عمیق ترین لایه های تو نفوذ کند
این را برای تو گفتم که همیشه حواست به خودت باشد من صرفا درباره مهمان ناخوانده (غم) حرف نزدم
🩷رها
2 246
و زندگی به کام آنانیست که درست مانند یک کودک، با کوچکترین دلخوشیهای موجود، عمیقترین احساسات خوشایند جهان را تجربه میکنند.🩷👧
