chocolate bun پک هاروآ
Kanalga Telegram’da o‘tish
֪ wolfies are woofing ‘n bunnies are running!! @Sunn_shiinebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
288
Obunachilar
+724 soatlar
+117 kun
+5030 kun
Postlar arxiv
Repost from 南洋 archive ;
«نانیانگ» از نگاه من، به روایت من 南洋随笔 :
داستان در سالهای ابتداییِ جمهوری چین و در نانیانگ شروع میشه. جایی که جانگ هایلو و جانگ هایشیا، دو عضو بایگانی جنوبی، درگیر یک ماجرای عجیب میشن. چیزی که اولش فقط یک اتفاق مرموز به نظر میرسه، کمکم پای خاندان جانگ، یک توطئهی خطرناک، یک کشتی به اسم نانآن و آدمهایی با گذشتههای نهچندان ساده رو وسط میکشه. طوریکه در نهایت به مجموعهای از رازهایی وصل میشن که خیلی قدیمیتر از خودِ پروندهان. اما چیزی که من بیشتر از همه باهاش ارتباط گرفتم، خودِ شخصیتها بودن؛ هایلو و هایشیا. دو نفری که از بچگی کنار هم بزرگ شدن و رابطهاشون خیلی بیشتر از یک همکاری سادهست. یکی بیقید و اهل دردسره و مهارت اصلیش مبارزهست، اون یکی آرامتر و حسابشدهتره و عملا مغز متفکر محسوب میشه؛ و همین تفاوت باعث میشه رابطهاشون (danmei vibe) یکی از جذابترین بخشهای سریال بشه. از طرف دیگه، هرچی جلوتر میریم، بیشتر میفهمیم که این آدمها فقط برای حل کردن اتفاقات عجیب وارد داستان نشدن. گذشتهاشون، انتخابهاشون و رابطههایی که با هم دارن، خودشون بخشی از معما میشن. حتی اتفاقی که برای هایشیا میافته، فقط یک پلات توییست ساده نیست؛ بلکه مسیر شخصیت و رابطهی این دو نفر رو به شکل جدی عوض میکنه. و اینجاست که به نظرم نانیانگ از یک سریال «معمایی» معمولی فاصله میگیره. چون در نهایت بیشتر از اینکه بخواید بدونید جواب پرونده چیه، کنجکاو میشید بدونید سرنوشت این آدمها به کجا میرسه. و بعد، کمکم با چیزی روبهرو میشی که برای من تبدیل به یکی از جذابترین قسمتهای نانیانگ شد، خاندان جانگ. نانیانگ برای من حکم درِ کوچیکی رو داشت که وقتی بازش کردم، پشتش یک دنیای خیلی بزرگتر بود. اولش شاید فقط اسم چند شخصیت و یکسری تواناییهای عجیب به نظر بیاد، اما بعد میفهمی این خاندان، گذشته و ارتباطاتشون با دنیای مقبرهها، خودشون یک داستان کامل دارن. (من دقیقا بعد از نانیانگ بود که افتادم توی این چاه) رفتم سراغ سریهای مربوط به مقبرهها، شروع کردم به شناختن شخصیتها و روابطشون و در نهایت چیزی که بیشتر از همه توجهام رو جلب کرد، خودِ خاندان جانگ شد؛ اینکه این آدمها از کجا اومدن، چه گذشتهای دارن، چرا اینقدر متفاوتن و چطور نسلهای مختلفشون توی داستانهای مختلف دوباره ظاهر میشن. برای همین فکر میکنم نانیانگ برای کسی که از قبل وارد دنیای Tomb Raider نشده، میتونه خیلی بیشتر از یک سریال 33 قسمتی باشه. میتونه نقطهی شروع ورود به جهانی باشه که بعد از تمام شدن سریال، تازه میفهمی چقدر چیز برای کشف کردن داشته. و شاید جذابترین قسمت ماجرا همین باشه؛ نانیانگ رو میبینی و not only تا ابد توش گم میشی، but also وقتی تمومش میکنی تازه دلت میخواد بدونی قبل و بعد از این آدمها چه اتفاقی افتاده!
Repost from 南洋 archive ;
Archives: The Nanyang Mystery
南洋秘事 | 南部档案
ژانر:
جمهوری چین داریم. معما داریم. مقبره داریم. ماجراجویی داریم. خاندان جانگِ عجیبوغریب داریم. برومنس داریم. angst داریم. ویژوال داریم. آدمهای مشکوک هم کم نداریم. پس اوضاع تحت کنترله؟ نمیدونم شاید.بازیگرهای اصلی:
Zhang Xincheng: Zhang Hailou Ding Yuxi: Zhang Haixia Jiang Peiyao: Zhang Haiqiچرا باید ببینمش و تو نانیانگ گیر بیفتم؟
چون میای یک سریال تاریخی معمایی ببینی، وارد غار میشی، سوار کشتی میشی، با یک گیاه سمی درگیر میشی، خاندان جانگ رو کشف میکنی، به هایلو و هایشیا وابسته میشی، و در نهایت میری سراغ The Lost Tomb و میافتی توی rabbit hole خاندان جانگ. تبریک میگم، دیگه راه برگشتی نیست.آیا ارزش اون همه بدبختی رو داشت؟
-معماها؟ قطعا. -شخصیتها؟ حتی بیشتر. -هایلو و هایشیا؟ دلیل اصلیِ آبسشن من. -سینماتوگرافی؟ 10/10 (نانیانگِ اون دوره خودش یکی از شخصیتهای سریاله) -خاندان جانگ؟ دلیل اینکه بعدش افتادم توی چاهِ سریهای مقبره. -ارزشش رو داشت؟ متاسفانه بله. و امتیاز نهاییِ من: 10/10 (اگر برمیگشتم به عقب، با کمال میل دوباره خودم رو به این دردسر میانداختم)
Repost from 南洋 archive ;
-مسئله این نیست که خطر میکنی، مسئله اینه که تو واقعا هیجانزده میشی وقتی که خطر میکنی. و این خیلی کشندهست.
-حالا که بحثشه، هیجانزده شدن آزادی شخصی منه. مگه نه؟
-آره ولی تا حالا به آدمهای دورت فکر کردی؟ تو کِیفت رو میکنی ولی بقیه چی؟ همه که مثل تو این کاره نیستن. بعضیها نمیتونن گندکاریها رو جمع کنن. منم همیشه آخرش به پای تو میسوزم.
