Faded Memories
Kanalga Telegram’da o‘tish
a place for the memories we were never ready to forget
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
904
Obunachilar
-224 soatlar
-187 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
حالا که عشق تو خورد به در دیوار…
دورت شده پره تفریحات!
من بیدار بمونم کل شب چیکار؟!
منم میشم یکی موقع تفریح بات!
سلامتی
احساسی که لِه شد
سلامتی
اعتمادی
که ترک خورد💔
سلامتی اشکایی😢
که هر شب
آبروی دلمـــــو بـــــرد
معلومه که از دست دادنت برای من برد بود، من دوباره به بهترین نسخه خودم برگشتم و تو بالاخره کنار آدمهایی هستی که هم سطح خودتن عزیزم.
آدم از کسی که دوسش داره متنفر نمیشه. از چشم به راه موندنا، رها شدنا، اولویت نبودنا، نا امید شدنا، درک نشدنا و نایده گرفته شدناس که متنفر میشه.
هرکیم ندیده باشه من دیدم چقدر تلاش کردی؛
دیدم چطور تو دل سختی ادامه دادی،
دیدم وقتی جز جا زدن راهی نبود تو خودت راه جدید ساختی،
دیدم وقتی همه رها کردن تو چطور محکم تر از قبل به مسیر چسبیدی،
دیدم گریه هایی رو که فرداش بیشتر درخشیدی؛
و بدون که اینم دیدم که تو واقعا لایق بهترین هایی.
متأسفانه من حساس تر از
چیزی هستم که به نظر میآید.
پس اگر فکر کردی که ناراحت نشدم، شدم.
فقط سکوت کردم تا از درگیری و دردسر دوری کنم.
گفت ادما به فراموشی محتاج ترن تا به خاطرات مشترک
گفتم من دیگه حتی یادم رفته فراموشی چیه
واسه رودی که مسیرش خشکیه
از پیچ و خم مسیر جالب نیست حرف زدن
سرشو چرخوند -ژست حق به جانب گفت
جای انتظار واسه اومدن باید رفتنو بلد شد
وقنی رفتنتو بلد بشی دیگه مهم نیست تو چه جغرافیایی باشی،کمتر قلبت سنگینی میکنه
شایدم حق با اون بود
ی وقتا باید رفت تا اومدنی بیاد
ولی ؛
-آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد
تو بگو درِ این خانه به چه سودا زد و رفت؟
دیدی وقتی چسب نواری رو کاغذ میچسبونید موقع کندنش یه لایه از کاغذ جدا میشه؟
شایدم پاره بشه،دل کندن از توهم همینجوری بود دیگه مثه اول نشدم :)
ما خسته ایم از این جوانی
که درونش پیریمان زیاد بود 🙂🖤:)
We are tired of youth in which there was a lot of old age🙂🖤 :)
